بر من لباس نوکری ام کفن کنید / نوکر بهشت هم رود باز نوکر است

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين بعدد ما احاط به علمه، اللهم صلي علي محمد و آل محمد
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

چند جلسه‌اي است راجع به فتنه و ابزار فتنه صحبت مي‌كنيم. فتنه در قرآن بارها آمده است و در روايات صدها بار آمده است. و چيزي است كه انسان هميشه با آن سر و كار دارد. فتنه در قالب‌هاي مختلفي است. اسم‌هاي مختلفي دارد. اين روزها به اسم جنگ سرد و جنگ نرم است. ولي ما اصطلاح قرآني‌اش را دنبال كرديم و ابزارش را حدود 50 ابزاري كه من بلد بودم نوشتم، بيست و چند مورد را گفتم، اين جلسه مي‌خواهم بيست و هفتم را بگويم.
بسم الله الرحمن الرحيم. ابزار فتنه، چگونه فتنه بوجود مي‌آورند. اين را يك انسان بايد آگاه باشد. تا چشم و گوشش باز شود. برنامه درس‌هايي از قرآن و عترت! موضوع: ابزار فتنه، ادامه‌ي بحث‌هاي قبل شماره‌ي بيست و هفت.


1- واژگون جلوه دادن حقايق
يكي از ابزار فتنه واژگون جلوه ‌دادن است! يك چيزهايي را جا به جا مي‌كنند. به قول قرآن مي‌فرمايد: «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» (توبه/48) آيه‌اش اين است. «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» يعني چيزها را قلب مي‌كنند. يعني وارونه مي‌گويند. بچه‌ها قايم باشك بازي مي‌كنند. در بازي واليبال بلند مي‌شود كه آبشار بكويد ولي جاخالي مي‌زند. چراغ راهنماي سمت راست را مي‌زند به سمت چپ مي‌پيچد.
در قالب خدمت مي‌آيد كلاهبرداري مي‌كند. دخترها و پسرهايي كه گرفتار فتنه مي‌شوند، اين كه در پارك و سينما و دبيرستان و دانشگاه و خيابان و بازار، همديگر را كه مي‌بينند، «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» پسر چنان خودش را جلوه مي‌كند، كه بله من پدرم 34 كارخانه دارد. 17 تا دبي است. 4 تا كانادا است. چنان حرف مي‌زند تا اينكه دل دختر را... دختر هم مي‌گويد: بله از هر انگشت من يك هنر... از هر انگشتش يك ناخن درمي‌آيد. ولي مي‌گويد: از هر انگشت من يك هنر درمي‌آيد. دكتر نيست مي‌گويد: من دكتر هستم. مهندس نيست مي‌گويد من مهندس هستم. «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» يعني چيزها را واژگون نشان مي‌دهند، يكوقت اغفال مي‌كنند، گرفتار فتنه مي‌شوند.
در مقابل «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» چه كنيم؟ اين است كه انسان تحقيق كند. تحقيق كند. قرآن يك آيه دارد، مي‌گويد: «إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» (حجرات/6) الآن مثلاً راهپيمايي‌هاي ما را، مثلاً راهپيمايي 22 بهمن ما را چه مي‌گويند؟ مي‌گويند: ساندويچ دادند. مردم را با زور آوردند. «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» اين است كه آمريكا هم گرفتار اين بدبختي‌ها هست؟ انگليس هم هست، همه‌ي دنيا گرفتار هستند. «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور»
من يكوقت براي شما گفتم. قبر چهار امام را كه در بقيع خراب كردند، مردم در خيابان ريختند، عزا عزا است امروز! فيلم‌برداري كردند، عكس گرفتند. خارج فرستادند، كه مردم در خيابان ريختند كه ما احمد شاه نمي‌خواهيم. رضاشاه مي‌خواهيم! قاجار را نمي‌خواهيم، پهلوي مي‌خواهيم.
«وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» مغازه‌اش را يك رنگي مي‌كند كه مشتري كه مي‌آيد نفهمد جنس اين چيست؟ چاي را در چيني مي‌ريزد، كه اگر كمرنگ هم بود، آدم فكر كند پررنگ است. با برق، با چيني، دكورسازي را طوري مي‌كند، كه آدم گول مي‌خورد. كادوبندي‌ها! «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» حلبي را به جاي طلا مي‌فروشند. در حرف‌ها، حرف‌ها را واژگون مي كنند، در دكان، در دكور، در قرار دادها...


2- خطر پيروي از آداب و رسوم غلط جامعه
28- به رخ كشيدن اكثريت، به رخ كشيدن اكثريت! گاهي انسان گرفتار فتنه مي‌شود براي اينكه اكثريت را به رخ مي‌كشند. بابا ديگر حالا چه كسي اين كارها را مي‌كند؟ دختر و پسر مي‌خواهند ازدواج كنند، دختر مي‌گويد: آقا شما توقع جهاز زياد از من نداشته باش، يك فرش ماشيني، يك پتو، دو سه تا استكان و نلبكي، خيلي اقل جهازيه، منتهي به پدرم مي‌گويم اين چند ميليوني را كه مي‌خواهد براي جهازيه بدهد، سرمايه‌ي من كند. شما هم به جاي تالار و چه و چه، يك پولي جمع كن، ما اول زندگي از اجاره‌ نشيني بيرون بياييم. يا يك خانه بخريم، يا يك جايي را رهن كنيم. پول اجاره ندهيم. تا حالا كدام عروس بي‌تالار بوده است؟ تا حالا چه كسي گفته؟ همه‌ي فاميل خواهند گفت كه هيچي! چون اكثريت تالار مي‌گيرند و گل كاغذي و نمي‌دانم گل طبيعي، چون اكثريت چند تا ماشين و يعني ميليون‌ها تومان آتش مي‌زنيم، چون همه اين كار را كردند. نه مي‌شود. ما چه كار به اكثريت داريم؟ بايد حق را ببينيم.
ما در نهضت سواد آموزي همكاري داشتيم. شبي كه مي‌خواستند عروس را خانه‌ي داماد ببرند، همان شب به او خبر دادند كه پسرت جبهه شهيد شد. يك لحظه وا رفت. گفت: خوب هيچ چيز نگوييد. هيچ چيز نگوييد. شهادت يك نعمتي است. عروس شدن دخترم هم نعمتي است. نبايد اين نعمت جلوي آن نعمت را بگيرد. به عروس نگوييد، هيچ چيز نگوييد. بگذاريد او دم بخت برود. ما بعد از مراسم عروسي جلسه‌ي فاتحه هم مي‌گيريم. ولي فعلاً عروسي را به هم نزنيد.
باز در نهضت سواد آموزي داشتيم، پسر و دختري ازدواج كردند. با هم نشستند گفتند: آقا شما اين مقدار بده، من هم اين مقدار مي‌دهم، يك جايي را رهن كنيم. بار زندگي اجاره است. اجاره را برداريم. حالا اين دكور مكورها، زرق و برق‌ها را كنار بگذاريم، اينقدر زرق و برق هست، بگذار مشكل اصلي را حل كنيم. گاهي وقت‌ها مي‌گويند: تا به حال چه كسي اينكار را كرده است؟ ما خودمان بايد دست به كار شويم. خودمان اهل ابتكار شويم. چه كار به ديگران داريم؟
من چهل سال پيش پاي تخته سياه رفتم. اول آخوندي بودم كه به نظر خودم پاي تخته سياه رفتم. يك آخوند هم در تهران گفتند، پاي تخته سياه هست. رفتيم كلاس او را هم ديديم. مي‌گفتند: آخوند بايد منبر برود، گفتيم: حالا اشكالي دارد؟ منبر يك ابزار است. من هم يك ابزار ديگر استفاده مي‌كنم، تخته سياه! ما كه نبايد تا آخر عمر، منبر برويم. منبر قداست دارد. ارزش دارد. ولي خوب يكي از كارها منبر است. يكي از كارها هم تابلو است. يكي از كارها هم فيلم است. يكي از كارها هم شعر است. يكي از كارها هم، انواع هنرها! اينكه حالا تا به حال كسي اين كار را نكرده، چه كسي تا به حال اين كار را كرده است، چه كسي تا به حال اين كار را كرده است؟ خوب من اولي باشم!
قرآن مي‌گويد: «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً» (فرقان/74) آيه‌ي قرآن است. يعني خدايا طوري كن كه من طراحي كنم، مردم عقب من بيايند. من هميشه قالب‌پذير نباشم. قالب ساز باشم. جوان خوب كسي است كه قالب ساز باشد! ما معمولاً قالب پذير هستيم. ما قالب‌ ساز نيستيم.
ما اول طلبگي كه وارد شديم، اولين كلمه‌اي كه روز اول طلبگي ياد ما دادند، اين بود. گفتند: حالا شايد در مدرسه‌ي شما هم باشد. «ضرب زيدٌ عمروا»  زيد عمرو را زد. اول كدام زيد؟ حالا شما، اصلاً چرا آخوندي از زدن شروع مي‌شود؟ شما بگو: «رحم الله عبداً» اصلاً كتكي نبوده است. ولي رحم خدا هميشه هست. مي‌خواهي بگويي: اين فاعل است، اين مفعول، بگو: «رحم الله عبداً» ولذا نقل مي‌كنند كسي رفت طلبه شود.  روز اول طلبگي كه پاي درس نشست، فرار كرد. گفت: چرا؟ گفت: بزن بزن است. (خنده حضار) اول گفتند: «ضَرَبَ» يك مرد غايب زد. بعدگفت: «ضَرَبا» دو تايي زدند. بعد گفت: «ضَرَبوا» سه تايي زدند. «ضَرَبَت» يك خانم آمد شروع كرد به زدن! «ضَرَبَتا» دوتايي زدند. «ضَرَبنَ» جمع زنها زدند. ديديم بزن بزن است بلند شديم رفتيم. (خنده حضار) يك نفر طلبه نيست، بيايد، بگويد: اين «ضَرَبَ زيدٌ» است. مرگ بر اين «ضَرَبَ  زيدٌ»! خوب بگوييم: «رحم الله عبداً» كسي جرأت نمي‌كند. اينقدر قالب لغو، در حوزه‌ها، در دانشگاه‌ها،در بازارها، در پاساژ‌ها، در هيأت‌ها، در عروسي‌ها! صدها نكته‌ي غلط هست، يك ابراهيم نيست يك تبر بردارد اين بت‌ها را بشكنيم. حق را ببينيد، «كتابَ‌ الله وَ عِترَتي اهل بيتي» (بحار الانوار/ج2/ص99) قرآن و اهل بيت را نگه داريم، باقي‌ها را خودمان تصميم مي‌گيريم. باقي‌ها را خودمان تصميم مي‌گيريم. ما قفل شديم.
علاّمه طباطبايي مي‌فرمود: تفسير قرآن بايد دو سال به دو سال عوض شود. هيچ كس نگويد: آقا حرف اول و آخر را شيخ مفيد و طوسي و طبرسي و حلّي و مجلسي و ملاصدرا و امام خميني و بوعلي سينا و... خدا در قرآن گفته: هركسي قرآن مي‌خواند، تدبّر كند، شايد يك چيزي به ذهنش آمد كه به ذهن قبلي‌ها نيامده باشد. خودت هم فكر كن. رسم نيست كه در جهازيه باشد. باسمه تعالي من اين رسم را عوض مي‌كنم! ما اگر يك بتي پيدا شود، اين بت‌ها را بشكنيم، آداب و رسومي كه ريشه‌ي عقلي ندارد. بعضي از آداب و رسوم‌ها خوب است. ريشه‌ي عقلي دارد. آداب و رسومي كه ريشه‌ي منطقي دارد. ريشه‌ي قرآني دارد. ريشه‌ي حديثي دارد. آنها را بگيريم، آداب و رسومي كه پايش به سليقه‌ي نياكان بوده است، بنده خودم يك آدم هستم. هيچ دليلي ندارد، سليقه‌ي نياكان را عمل كنم. اين به رخ كشيدن اكثريّت گاهي آدم را گرفتار مي‌كند. منطق نه اكثريّت!


3- بزرگ جلوه دادن قدرت‌هاي توخالي
يكي از چيزهايي كه عامل فتنه هست، اين است كه انسان خودش را برتر بداند.  مي‌گويد: «إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ» (اعراف/127)
29- خود برتر بيني، «إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ» مي‌گويد: ما بالاتر از آنها هستيم. «قاهِرُونَ» قهر ما بر آنها غالب است. اين هم اكثريت است، كه قرآن مي‌گويد: «اَكثَرُهُم كذا و كذا»، «اكثرهم لا يفقهون» واژگون كردن آن هم «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» چون من معلم قرآن هستم، اجازه بدهيد من تمام حرف‌هايم را ريشه‌ي قرآني‌اش را بگويم كه بحث سليقه‌اي نباشد. شيعه و سني هم نباشد، تاريخ مصرف هم نداشته باشد. قرآن مي‌گويد: «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور»  راهپيمايي را ساندويچ مي‌گويند. اكثريت مردم درست نمي روند. ما برتر هستيم. ما هم يك نژاد فرهيخته هستيم. چه كسي گفت: فرهيخته هستيم. حالا ممكن است دو تا كتاب بيشتر خواندي. از كجا تو بهتر مي‌فهمي؟ از كجا تو بهتر مي‌فهمي؟ خيلي وقت‌ها افراد ساده يك چيزهايي را ساده مي‌فهمند. و افراد پيچيده گيج هستند. راجع به اكثريت، قرآن تعريف اقليّت را كرده است.مي‌گويد: «وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» (سباء/13) يعني قليلي از بندگان من شكر مي‌كنند. يعني گول اكثريت را نخور. خودشان را برتر مي‌دانند. نخير! ما كه گرفتار فتنه شديم، گاهي وقت‌ها مي‌گفتند: غرب مي‌فهمد. آمريكا مي‌فهمد. ايراني كه نمي‌فهمد. مسلمان كه نمي‌فهمد. الآن كشورهاي اسلامي، اسرائيل را قاهر مي‌دانند. گرفتار ذلّت شدند. فتنه‌اي كه در كشورهاي عرب هست، اين است كه كشورهاي عرب از اسرائيل مي‌ترسند. اسرائيل را قهّار مي‌دانند. آمريكا را قهّار مي‌دانند. آمريكا آمد، فرمود... امام آمد فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند. آمريكا را خوار كرد.
اين دانشجوهاي مسلمان پيرو خط امام، وقتي لانه‌ي جاسوسي را گرفتند، سفارت آمريكا را مي‌ترسيدند از پشت ديوارش بروند! تحقير شد. سفير آمريكا تحقير شد. آمريكا تحقير شد. در دنيا كم كم، قهرمان است كسي كه... يعني تمام كساني كه آمريكا را در دنيا تحقير كردند، رهبرشان امام بود. امام بود. اينهايي كه باد دارند. تكبّر دارند. تكبّر بد است. ولي مي‌گويند: تكبّر نزد متكبّر خوب است. نقل شد كه يكوقت امام عراق كه بودند، در يك جلسه‌اي بود، حالا چه جلسه‌اي بوده است، چطور بوده، مراسمي بوده، فاتحه‌اي بوده، چه بوده، صدام هم وارد شده است. آن زمان هنوز صدام چيز نبوده است. نفر اول عراق نبود. امام يك نگاه به صدام كرد، خيلي‌ها بلند شدند. امام تكان نخورد! فرمود: اين جنايتكار است. براي خودمان خط داشته باشيم. اينكه حالا موج ما را نبرد. خودمان آدم باشيم. خودمان براي خودمان فكر كنيم. برتري‌هايي كه فكر مي‌كنند. خودمان هم ظرفيت‌هايي داريم. چه كسي گفت: ايراني نمي‌فهمد؟ سالي ده‌ها مدال در رشته‌هاي مختلف كه ايراني‌ها و جوان‌هاي ايران كسب مي‌كنند. زمان شاه كه اينطور نبود. يكي از ابزار فتنه اين است كه افرادي را بزرگ مي‌پنداريم، خودمان را كوچك مي‌پنداريم. مه بزرگ‌ها خيلي بزرگ هستند، نه ما خيلي كوچك!
جوّ سازي! يكي از ابزار فتنه جوّ سازي است.
30- جوّ سازي، آيه‌ي جوّ سازي چيست؟ «بِدَمٍ كَذِبٍ» (يوسف/18) برادرهاي يوسف كه يوسف را در چاه انداختند، دَم يعني خون. پيراهن يوسف را با خون كذب، كذب هم يعني دروغ، به خون دروغي، يعني پيراهن را خوني كردند كه پدر باورش شود. گريه هم كردند كه بيشتر باور كند. شب هم آمدند كه بيشتر باور كند. هم شب آمدند. هم گريه كردند. هم پيراهن، اينها جوّسازي است. جوّ سازي! گاهي يك جوّ سازي مي‌كنند. در مسائل اقتصادي جوّ سازي مي‌كنند. در مسائل سياسي جوّ سازي مي‌كنند. جوّ سازي مي‌كنند. من نمي‌دانم مثلاً حالا گاهي يك چيزي را زياد... عيد نوروز را خوب ما قبول داريم. اما طوري اين صدا و سيما و ملت و دولت و طوري عيد نوروز را باد مي‌كنند، مثل اينكه او مي‌گويد: پرتقال بياور. او مي‌گويد: سيب بياور. او مي‌گويد: ترافيك است. طوري هيجان به وجود مي‌آورند كه اصلاً... عيد، عيد است ديگر. مثل باقي عيدها! طوري موج به وجود مي‌آورند كه نرخ‌ها را بالا مي‌كشند. ترافيك درست مي‌كنند. آمار تصادف را بالا مي‌برند. چه خبر است؟ چه خبر است؟ در طول سال يك ماه برو. يك پيراهني كه مي‌تواند در ماه ديگر بخرد، به مبلغ خيلي كمتر، همينطور مي‌گذارد يك هفته به عيد بخرد. يك چيزي را كه مي‌تواند نيم ساعته تهيّه كند، مثلاً مي‌گذارد در ترافيكي كه اين خريد چهار ساعت طول بكشد. هرچه فكر مي‌كند، آخر من مي‌توانستم اين را نيم ساعته بخرم. يك سه ماه قبل هم مي‌توانستم بخرم. چرا امشب خريدم، كه هم چهار ساعت و هم دو برابر قيمت! يك جوّي به وجود مي‌آوريم. جوّ سازي! نمي‌دانم.


4- مخلوط كردن حق و باطل براي گمراه كردن مردم
گاهي حق و باطل را مخلوط مي‌كنند. مخلوط كردن حق و باطل! قرآن مي‌فرمايد: «لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏» (بقره/42) مثلاً يك گزارشي كردند، كه فلاني چه كرده است. هفت تا حرف راست مي‌زنند، سه تا هم دروغ قاطي‌اش مي‌زنند. چون اگر دروغ ها قاطي راست‌ها شود مردم باور مي‌كنند. در نهج‌البلاغه داريم حضرت امير مي‌فرمايد: اگر باطل را لخت بگويي، كسي قبول نمي‌كند. باطل را در حق قالب مي‌كنند، يعني اگر پرتقال پوسيده را بگذاريد كسي نمي‌خرد، منتهي پرتقال پوسيده را زير جعبه پرتقال خوب مي‌گذارند، يكوقت جعبه‌اش را مي‌فروشند. «لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏» يعني حق را لباس باطل نپوشانيد. «تَلْبِسُوا» لباس، «تلبيس» مخلوط كردن حق با باطل!
31- مظلوم نمايي، گاهي براي ايجاد فتنه مظلوم‌نمايي مي‌كنند. مظلوم‌نمايي باعث فتنه است. در فيلم امام علي ديديد كه كفش‌هاي پيغمبر را سر دست گرفتند، مردم به گريه زدند. مظلوم‌نمايي! گاهي يك پيراهن را مطرح مي‌كنند. گاهي يك عكس را مطرح مي‌كنند. مظلوم‌نمايي!
يادم نيست كه من در كدام كشور غربي بودم. در فلكه‌اي يك كوره‌ي آتش درست كرده بودند، يك چيزهايي را مي‌سوزاندند، نماد اينكه هيتلر يهودي‌ها را مي‌سوزاند. حالا واقعاً نمي‌دانم راست است، دروغ است. به قول رييس جمهور خوب اين را آنجا سوزاندند.
گفت: گنه كرد در بلخ آهنگري     به شوشتر زدند گردن مسگري
خوب حالاگيرم آنجا... اگر راست باشد، آنجا كشتند. چه كار دارد به فلسطين! اين مظلوم‌نمايي، در وسط شهر و پايتخت كوره‌ي يهودي‌سازي درست مي‌كنند، كه هركس مي‌آيد برود، آه...! يهودي‌ها مظلوم هستند. بايد انتقام گرفت. خوب اول اينكه راست مي‌گويي يا دروغ؟! بر فرض مظلوم هستند، انتقامشان را از قاتل بايد گرفت يا از جاي ديگر؟ مظلوم نمايي هم يكي از وسيله‌هاي فتنه است.
33- همكاري داخل و خارج از ابزار فتنه است. مثلاً اين بدبخت ريگي، يا منافقين بدبخت، اينها خودشان نمي‌دانستند. اين ارتباط و همكاري داخل و خارج اينها را به فتنه مي‌كشاند. يكي از ابزار فتنه قول‌هايي است كه از بيرون داده مي‌شود. همكاري داخل و خارج! يعني خودش باشد اينقدر فتنه نمي‌كند. يا اهل فتنه نيست، يا اينقدر نمي‌تواند فتنه كند. ولي وقتي به او وعده مي‌دهند، مي‌گويند: پول مي‌خواهي. ريال مي‌خواهي. دلار مي‌خواهي. گذرنامه‌ي جعلي مي‌خواهي. نمي‌دانم هواپيما مي‌خواهي. هرچه مي‌خواهي به تو مي‌دهيم. اين وعده وعيدها «وَ إِرْصاداً لِمَن‏» (توبه/107) «ارصاد» رصدخانه، منافقين در مدينه مسجدي ساختند، گفتند: در اين مسجد جمع شويم، اطلاعات را بگيريم. به مخالفين خارجي پاس بدهيم. اين يكي از ابزار فتنه، همين همكاري داخل و خارج است.


5- همكاري مسلمانان در برابر توطئه‌هاي دشمنان
جواب اين چيست؟ چه كنيم؟ مسلمان‌ها هم بايد همكاري كنند. همين بازار مكه و مدينه، اگر اعتصاب كنند، يعني اگر غيرت در مسلمان‌ها زنده شود، كه بگويند: آقا ما يكسال جنس غربي نمي خريم. چنان سيلي مي‌خورند. انگليس، فرانسه، آمريكا، چنان سيلي مي‌خورند. داغون مي‌شوند! يك كلمه امام فرمود: شير نفت را ببنديد. امت ايران شير نفت را بستند. يك كلمه امام فرمود: از سربازخانه‌ها فرار كنيد. آخرهاي زمان شاه بود، سربازها از سربازخانه فرار كردند، شير نفت هم بستند. يعني قدرت نظامي و قدرت اقتصادي، گرفته شد. ما خيلي قدرت داريم. ما مشكلمان كمبود غيرت است. توان بالقوه زياد داريم. مشكل غيرت است. همكاري است. وگرنه حالا مصر مي‌تواند كمك غزه كند. با اسرائيل چاي مي‌خورد. مسئله‌ي همكاري، يكي از وسايل فتنه همكاري‌ها است. چه فتنه‌گراني به خاطر همكاري‌ها گرفتار فتنه شدند. گاهي يك آدم فاسد است، اگر خودش باشد زنگ دوچرخه مي‌دزدد. دو تايي باشند مي‌گويند: دوچرخه بدزديم. سه تايي مي‌گويند: موتور! يعد يك باندي كه شدند، مي‌گويند: كشتي آهن را در دريا بدزديم. يعني يكي بود يك مو بود. چند تا كه شدند، طناب مي‌شوند. بسياري از فتنه‌ها به خاطر همكاري است.


6- بهره‌گيري از تهديد و ارعاب براي گسترش فتنه در جامعه
34- تهديد و ارعاب، بسياري از فتنه‌ها به خاطر تهديد و ارعاب است. اينها ابزار فتنه است. دل آدم را خالي مي‌كنند. با شايعه با دروغ با... «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُم‏» (آل عمران/173) قرآن مي‌گويد كه: مي‌آمدند مي‌گفتند: جلو نرويد. دشمنان خيلي قوي هستند. «إِنَّ النَّاسَ» به درستي كه مردم، «قَدْ جَمَعُوا لَكُم» براي شما جمع شدند. يعني خيلي دشمن سنگين است. يكوقت شما با آتش بازي نكنيد. اينها مي‌گفتند: خدا داريم. برو بابا!  در يك ماجرايي قرآن نقل مي‌كند كه وقتي دشمن را ديدند، گفتند: «لا طاقَةَ لَنا» (بقره/286) «لا طاقَةَ لَنا» ما طاقت نداريم. اما يك عده گفتند: برويد. شما ترسو هستيد. «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً» (بقره/249) بيست بر دويست پيروز است. قرآن يك اصلي دارد به نام اينكه بيست بر دويست پيروز است. «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْن‏» (انفال/65) آيه قرآن است. بيست بر دويست پيروز است. «عِشْرُونَ» يعني بيست. «عِشْرُونَ صابِرُونَ» يعني بيست نفر آدم صابر و مقاوم، پشتكار، «يَغْلِبُوا مِائَتَيْن»‏، «مِاء» يعني صد، «مِائَتَيْن» يعني دويست! «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْن‏» آيه‌ي قرآن است. بيست بر دويست پيروز است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» (توبه/40) خدا با ما است. «ْإِنَّ اللَّهَ مَعَنا»، «إِنَّ مَعي‏ رَبِّي سَيَهْدينِ» (شعرا/62) به موسي گفتند: فرعون شوراي نظامي تشكيل داده، اعدام صحرايي! بنا است تو را هرجا ديدند، بكشند. برو! موسي هم رفت و يارانش را برداشت. به سمت دريا كه مي‌رفتند، ديدند جلو دريا و پشت سر هم فرعون است! گفتند: ديگر خلاص! ما ديگر نابود شديم. جلوي ما دريا است. پشت سر ما لشگر فرعون است. ‏موسي گفت: «إِنَّ مَعي‏ رَبِّي سَيَهْدينِ» ما خدا داريم.‏ به دريا كه رسيد، گفت: موسي عصايت را به آب بزن، عصايش را به آب زد. آب‌ها روي هم رفت. كف دريا خشك شد، گفت: برو.
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (شرح/5) هيچ كس احساس نكند به بن‌بست رسيده است. من ديگر بدبخت شدم. نه اينطور نيست. من ديگر بدبخت شدم. «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونينَ» (شعرا/29) به موسي گفتند: حتماً تو را زندان مي‌كنيم. «ِلَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْب‏» (اعراف/88) به شعيب پيغمبر گفتند: تو را از منطقه بيرون مي‌كنيم. تبعيدت مي‌كنيم. «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونينَ» «مسجون» سِجن است. سجن يعني زندان! قطعاً تو را زندان مي‌كنيم. «مَرجومين» «رَجم» يعني سنگ‌بارانت مي‌كنيم. «نُخْرِجَنَّكَ»، «َنَرْجُمَنَّك» از منطقه بيرونت مي‌كنيم. سنگ‌بارانت مي‌كنيم. فرعون به اينهايي كه به موسي ايمان آوردند، گفت: قطعه قطعه‌تان مي‌كنم.گفتند: قطعه قطعه كن. ما نمي‌ترسيم. يك جان داريم، مي‌دهيم.


7- وعده‌هاي توخالي براي جلب همكاري با دشمنان
35- وعده‌هايي مي‌دهند. مي‌گويند: اگر اين كار را كني، ما چه مي‌كنيم. اگر اين كار را بكني، ما چه مي‌كنيم. ويزا برايش مي‌فرستد. آقا من از كانادا برايت ويزا مي‌گيرم. من از آمريكا برايت ويزا مي‌گيرم. شما اگر اين كار را بكني، من چه مي‌كنم. يك جواني را به فتنه مي‌كشانند، به وعده! دختر يك وعده به پسر مي‌دهد. پسر گرفتار فتنه مي‌شود. پسر يك وعده به دختر مي‌دهد. دختر گرفتار فتنه مي‌شود. در مسائل سياسي، مي‌گويد: آقا من هستم. شما چك بكش، نداشتي من به شما مي‌دهم. چك مي‌كشد، مي‌گويد: والله آن روز داشتم. امروز متأسفانه ندارم. با وعده‌ي رفيقش خريد كرد. چك به او داد. به اميد اينكه او كمكش كند، او هم كمكش نمي‌كند. روز قيامت مجرمين به شيطان مي‌گويند: خدا لعنتت كند. تو به ما وعده دادي. مي‌گويد: «وَعَدْتُكُمْ» من وعده دادم. اما «فَأَخْلَفْتُكُمْ» (ابراهيم/22) وعده دادم، عمل نكردم.
هزار وعده‌ي خوبان، يكي وفا نكند. وعده‌ي شيطان كه هيچ! گاهي افراد كه در مسائل اقتصادي، سياسي،خانوادگي گرفتار مي‌شوند، به وعده‌ها تكيه مي‌كنند. به وعده‌ها تكيه نكنيد. ممكن است بگويد: آقا با من، برو خريد كن با من! پشتيباني‌ات با من! بلكه تو نبودي. هميشه سياست خودتان را سياست ورامين در نظر بگيريد. يك آدم عاقل در سياست، در مديريت، هركار مي‌خواهيد بكنيد ياد كلمه‌ي ورامين باشيد. اين هم يادگاري از ما. اين ورامين چيست؟ ورامين اگر همه‌اش بود، الحمدلله! اسم يك شهر است. شهر انقلابي و خوش سابقه. حالا اگر «واو» قهر كرد. چه مي‌شود؟ رامين. اسم يك آدم مي‌شود. اگر «ر» هم قهر كرد. چه مي‌شود؟ امين! باز معنا دارد، مي‌گويند: فلاني آدم اميني است. اگر «الف» هم قهر كرد چه مي‌شود؟ مين. باز وسيله‌ي جنگي است. «ميم» هم قهر كرد، يِن مي‌شود. واحد پول است. «ي» هم قهر كرد. نان مي‌شود. تازه مي‌خوريم! يعني طوري برنامه‌ريزي كنيد كه هيچ‌كس شما را نابود نكند. به من مي‌گويند: تو سي سال است پاي تخته سياه هستي، از وايت بُرد استفاده كن. از تكنولوژي، تو چقدر آخوند سنّتي قديمي هستي. مي‌گويم: ببين اين تخته سياه را هيچ‌كس نمي‌تواند از من بگيرد. اما اگر با كامپيوتر باشم، برق برود من فلج هستم. برق برود من فلج هستم. قبر خصوصي بهتر از بهشت شريكي است. يكبار ديگر مي‌گويم. قبر خصوصي بهتر از بهشت شريكي است. به وعده كسي گوش نكنيد. هرچه پول داري معامله كن. چرا به وعده و خيال و آرزو چشم داري كه حالا دچار فتنه شوي. وام بگيري، ربا بگيري. زندان بروي. بترسي، فرار كني. كه چه شود؟ آرام باش. يكسري از افراد كه گرفتار فتنه مي‌شوند، به خاطر وعده‌ها است.
خدايا تو را به حق محمد و آل محمد ما را از همه‌ي فتنه‌ها و ابزار فتنه‌ها، و همه‌ي توطئه‌ها، دانه دانه‌ي ما را فرد به فرد ما را حفظ بفرما. بصيرتي، علمي، عقلي، نورانيتي به ما بده كه كلاه سر ما نرود. ما را جز اغفال شده‌ها و گول خورده‌ها در هيچ موضوعي قرار نده. والله من مي‌خواستم اين بحث فشرده شود. ولي هرچه جلوتر مي‌روم بازتر مي‌شود، اين بحث‌ها مورد نياز است. چون مي‌بينيم كه مثلاً 300 هزار تا ازدواج 100 هزار تا طلاق! چرا يك سوم ازدواج‌ها به طلاق كشيده مي‌شود؟ وارسي مي‌كنيم مي‌بينيم گرفتار شدند، گرفتاري هم يكي از اين عوامل است. يا به هم وعده دادند. يا خيال كردند. يا آرزو بوده است. يا چشم‌و هم‌چشمي بوده است. گرفتار هستيم. يعني زندگي ما تلخ است، به خاطر اينكه چشم‌مان را باز نمي‌كنيم. موج ما را مي‌برد. به جاي منطق و عقل، دنبال موج مي‌رويم. ما را بصير قرار بده.
        

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:35  توسط وحيد رضا | 

وزير نفت از اعلام تمايل مخفي چند كشور اروپايي براي همكاري نفتي با ايران خبر داد.
مسعود ميركاظمي در نشست خبري پيش از ظهر ديروز خود درباره جذب منابع خارجي گفت: جذب منابع از خارج كشور قطع نشده است بگونه اي كه بعضي شركت هاي خارجي در حال سرمايه گذاري هستند اما مي ترسند اسمشان مطرح شود.
وي اضافه كرد: شركت هاي اروپايي آماده كار در ايران هستند اما نگران غضب آمريكاييها بودند كه با آنها در حال مذاكره هستيم.
وي اظهار داشت: قوانين و قواعد ما براي سرمايه گذاري مشكلي ايجاد نمي كنند و تنها بحث به اشتراك گذاشتن ميدان است كه خلاف قانون اساسي است و ما نمي توانيم در مورد آن مذاكره كنيم اما در مورد ساير اشكال سرمايه گذاري هيچ محدوديتي وجود ندارد و ارتباطات برقرار است.
وزير نفت همچنين از كشف يك ميدان جديد گازي در استان هرمزگان خبر داد. و ميزان دخاير نفتي كشور را بيش از 150 ميليارد بشكه اعلام كرد.
وي گفت: ميدان گازي سفيد در 140 كيلومتري شمال غرب بندر لنگه و در استان هرمزگان كشف شده است.
وي ميزان ذخاير در جاي اين ميدان را 70 ميليارد متر مكعب اعلام كرد. وي افزود: بيش از 72 درصد از دخاير اين ميدان گازي قابل استحصال است.
ميركاظمي با بيان اينكه براساس آخرين بازنگري هاي صورت گرفته در اكتشافات ميدان هاي نفتي و گازي حجم منابع نفتي ايران هم اكنون 150 ميليارد و 310 ميليون بشكه است، تاكيد كرد: تا پايان سال جاري به طور حتم اين ميزان بازهم افزايش پيدا خواهد كرد.
وزير نفت: حجم ذخاير گازي كشورمان را نيز 1/33 هزار ميليارد متر مكعب اعلام كرد و گفت: ميزان ذخاير نفت و گاز كشور ماهانه از سوي كارگروهي كه در معاونت نظارت بر توليد مواد هيدروكربوري وزارت نفت تشكيل شده است بررسي و اعلام مي شود.
وزير نفت در ادامه پيرامون سرمايه گذاري در صنعت نفت كشور، با اشاره به اينكه اگر 10 درصد از تسهيلات و منابع ارزي ريالي داخل كشور سالانه به پروژه هاي صنعت نفت اختصاص يابد بسياري از مشكلات مالي اين صنعت حل خواهد شد، گفت: هم اكنون در برخي از ميدان هاي نفتي در حال توليد تا سقف 25 درصد از درآمد فروش نفت براي توسعه ساير پروژه ها در نظر گرفته مي شود.
وي با تاكيد بر اينكه هم اكنون بسياري از شركت هاي بزرگ نفتي اروپايي و آمريكايي براي همكاري با صنعت نفت اعلام آمادگي كرده اند، يادآور شد: وزارت نفت به هيچ وجه جذب منابع مالي خارجي را فراموش نخواهد كرد.
وزير نفت سال 1390 را اولين سال شروع برنامه پنجم خواند و گفت: براساس برنامه ريزي هاي صورت گرفته از 200 ميليارد دلاري كه مي بايست در برنامه پنجم براي توسعه صنعت نفت سرمايه گذاري شود تاكنون حدود 70 ميليارد دلار تعيين تكليف شده است.
وي با بيان اينكه بخشي از درآمدهاي مازاد صنعت نفت به پوشش ريسك سرمايه گذاري بخش خصوصي اختصاص داده مي شود، تصريح كرد:تاكنون مذاكرات بسيار مثبتي با بانك هاي داخلي براي فاينانس و تامين مالي پروژه هاي بالادستي و پايين دستي صنعت نفت صورت گرفته است.
وزير نفت همچنين از نهايي شدن مذاكرات تامين مالي 40 درصد پروژه هاي پايين دستي در برنامه پنجم توسعه صنعت نفت خبر داد وگفت: تلاش مي كنيم تا پايان سال جاري تكليف سرمايه گذاري هاي پيش بيني شده در برنامه پنجم را مشخص كنيم.
وزير نفت تحريم فروش بنزين به ايران را اقدامي غيرانساني و غيراخلاقي اعلام و تصريح كرد: بنزين از ضروريات زندگي مردم است و تحريم اين فرآورده به كشور يك اقدام ضد حقوق بشر است كه چهره واقعي اين كشورها را هرچه بيشتر روشن مي كند.
وي با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران ظرفيت بالايي در مجتمع هاي پتروشيمي و پالايشگاهي خود دارد، افزود: در سه ماه گذشته واردات بنزين به كشور به حداقل رسيد به طوري كه براساس برنامه بايد روزانه 22 تا 23 ميليون ليتر بنزين به كشور وارد مي شد، اين در حالي است كه در ماه هاي تير و مرداد به ترتيب روزانه 8 ميليون و 7/3 ميليون ليتر بنزين به كشور وارد شد و اين ميزان در شهريورماه به 8/0 ميليون ليتر (زير يك ميليون ليتر) كاهش يافت.
وي افزود: از اواخر مرداد امسال با توجه به نياز كشور، توليد بنزين در مجتمع هاي پتروشيمي آغاز شد و اين فعاليت ها تا امروز ادامه دارد.
به گفته وي هم اكنون 38 واحد پتروشيمي در كشور فعال است كه دو واحد از اين تعداد كاملا به توليد بنزين مشغول هستند و تنها بخشي از چهار واحد پتروشيمي ديگر در اختيار توليد بنزين قرار دارد.
وزير نفت با اشاره به اينكه گفته مي شود توليد بنزين در واحدهاي پتروشيمي باعث كاهش توليدات محصولات پتروشيمي شده است گفت: نه تنها اين اتفاق نيافتاده بلكه رشد صادرات پتروشيمي در 6 ماهه اول سال جاري از نظر ارزش 50 درصد و از نظر وزني 30 درصد رشد داشته است.
وي درباره تاثير تحريم ها بر صادرات محصولات صنايع پتروشيمي، گفت: هيچ گونه مشكلي در زمينه توليد و صادرات اين محصولات وجود ندارد و در صورتي كه اجازه دهيم صادرات محصولات پتروشيمي انجام مي شود ولي با توجه به نياز كشور هم اكنون برخي از اين محصولات در داخل مصرف مي شوند.
كيهان: وزير نفت عراق هفته گذشته اعلام كرد: ميزان ذخاير نفت خام عراق با افزايش 25 درصدي به رقم 143 ميليارد و يكصد ميليون بشكه رسيده است.
خبرگزاري ها نيز در اين باره اعلام كردند عراق پس از عربستان و ونزوئلا، جايگزين ايران به عنوان دارنده، سومين ذخاير بزرگي نفتي جهان مي شود. با توجه به ذخاير بيش از 150 ميليارد بشكه اي نفت كشورمان كه از سوي وزير نفت اعلام شد، جمهوري اسلامي ايران همچنان مكان سوم خود را به عنوان سومين دارنده ذخاير بزرگ نفتي جهان حفظ مي كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:20  توسط وحيد رضا | 

وزير نفت از اعلام تمايل مخفي چند كشور اروپايي براي همكاري نفتي با ايران خبر داد.
مسعود ميركاظمي در نشست خبري پيش از ظهر ديروز خود درباره جذب منابع خارجي گفت: جذب منابع از خارج كشور قطع نشده است بگونه اي كه بعضي شركت هاي خارجي در حال سرمايه گذاري هستند اما مي ترسند اسمشان مطرح شود.
وي اضافه كرد: شركت هاي اروپايي آماده كار در ايران هستند اما نگران غضب آمريكاييها بودند كه با آنها در حال مذاكره هستيم.
وي اظهار داشت: قوانين و قواعد ما براي سرمايه گذاري مشكلي ايجاد نمي كنند و تنها بحث به اشتراك گذاشتن ميدان است كه خلاف قانون اساسي است و ما نمي توانيم در مورد آن مذاكره كنيم اما در مورد ساير اشكال سرمايه گذاري هيچ محدوديتي وجود ندارد و ارتباطات برقرار است.
وزير نفت همچنين از كشف يك ميدان جديد گازي در استان هرمزگان خبر داد. و ميزان دخاير نفتي كشور را بيش از 150 ميليارد بشكه اعلام كرد.
وي گفت: ميدان گازي سفيد در 140 كيلومتري شمال غرب بندر لنگه و در استان هرمزگان كشف شده است.
وي ميزان ذخاير در جاي اين ميدان را 70 ميليارد متر مكعب اعلام كرد. وي افزود: بيش از 72 درصد از دخاير اين ميدان گازي قابل استحصال است.
ميركاظمي با بيان اينكه براساس آخرين بازنگري هاي صورت گرفته در اكتشافات ميدان هاي نفتي و گازي حجم منابع نفتي ايران هم اكنون 150 ميليارد و 310 ميليون بشكه است، تاكيد كرد: تا پايان سال جاري به طور حتم اين ميزان بازهم افزايش پيدا خواهد كرد.
وزير نفت: حجم ذخاير گازي كشورمان را نيز 1/33 هزار ميليارد متر مكعب اعلام كرد و گفت: ميزان ذخاير نفت و گاز كشور ماهانه از سوي كارگروهي كه در معاونت نظارت بر توليد مواد هيدروكربوري وزارت نفت تشكيل شده است بررسي و اعلام مي شود.
وزير نفت در ادامه پيرامون سرمايه گذاري در صنعت نفت كشور، با اشاره به اينكه اگر 10 درصد از تسهيلات و منابع ارزي ريالي داخل كشور سالانه به پروژه هاي صنعت نفت اختصاص يابد بسياري از مشكلات مالي اين صنعت حل خواهد شد، گفت: هم اكنون در برخي از ميدان هاي نفتي در حال توليد تا سقف 25 درصد از درآمد فروش نفت براي توسعه ساير پروژه ها در نظر گرفته مي شود.
وي با تاكيد بر اينكه هم اكنون بسياري از شركت هاي بزرگ نفتي اروپايي و آمريكايي براي همكاري با صنعت نفت اعلام آمادگي كرده اند، يادآور شد: وزارت نفت به هيچ وجه جذب منابع مالي خارجي را فراموش نخواهد كرد.
وزير نفت سال 1390 را اولين سال شروع برنامه پنجم خواند و گفت: براساس برنامه ريزي هاي صورت گرفته از 200 ميليارد دلاري كه مي بايست در برنامه پنجم براي توسعه صنعت نفت سرمايه گذاري شود تاكنون حدود 70 ميليارد دلار تعيين تكليف شده است.
وي با بيان اينكه بخشي از درآمدهاي مازاد صنعت نفت به پوشش ريسك سرمايه گذاري بخش خصوصي اختصاص داده مي شود، تصريح كرد:تاكنون مذاكرات بسيار مثبتي با بانك هاي داخلي براي فاينانس و تامين مالي پروژه هاي بالادستي و پايين دستي صنعت نفت صورت گرفته است.
وزير نفت همچنين از نهايي شدن مذاكرات تامين مالي 40 درصد پروژه هاي پايين دستي در برنامه پنجم توسعه صنعت نفت خبر داد وگفت: تلاش مي كنيم تا پايان سال جاري تكليف سرمايه گذاري هاي پيش بيني شده در برنامه پنجم را مشخص كنيم.
وزير نفت تحريم فروش بنزين به ايران را اقدامي غيرانساني و غيراخلاقي اعلام و تصريح كرد: بنزين از ضروريات زندگي مردم است و تحريم اين فرآورده به كشور يك اقدام ضد حقوق بشر است كه چهره واقعي اين كشورها را هرچه بيشتر روشن مي كند.
وي با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران ظرفيت بالايي در مجتمع هاي پتروشيمي و پالايشگاهي خود دارد، افزود: در سه ماه گذشته واردات بنزين به كشور به حداقل رسيد به طوري كه براساس برنامه بايد روزانه 22 تا 23 ميليون ليتر بنزين به كشور وارد مي شد، اين در حالي است كه در ماه هاي تير و مرداد به ترتيب روزانه 8 ميليون و 7/3 ميليون ليتر بنزين به كشور وارد شد و اين ميزان در شهريورماه به 8/0 ميليون ليتر (زير يك ميليون ليتر) كاهش يافت.
وي افزود: از اواخر مرداد امسال با توجه به نياز كشور، توليد بنزين در مجتمع هاي پتروشيمي آغاز شد و اين فعاليت ها تا امروز ادامه دارد.
به گفته وي هم اكنون 38 واحد پتروشيمي در كشور فعال است كه دو واحد از اين تعداد كاملا به توليد بنزين مشغول هستند و تنها بخشي از چهار واحد پتروشيمي ديگر در اختيار توليد بنزين قرار دارد.
وزير نفت با اشاره به اينكه گفته مي شود توليد بنزين در واحدهاي پتروشيمي باعث كاهش توليدات محصولات پتروشيمي شده است گفت: نه تنها اين اتفاق نيافتاده بلكه رشد صادرات پتروشيمي در 6 ماهه اول سال جاري از نظر ارزش 50 درصد و از نظر وزني 30 درصد رشد داشته است.
وي درباره تاثير تحريم ها بر صادرات محصولات صنايع پتروشيمي، گفت: هيچ گونه مشكلي در زمينه توليد و صادرات اين محصولات وجود ندارد و در صورتي كه اجازه دهيم صادرات محصولات پتروشيمي انجام مي شود ولي با توجه به نياز كشور هم اكنون برخي از اين محصولات در داخل مصرف مي شوند.
كيهان: وزير نفت عراق هفته گذشته اعلام كرد: ميزان ذخاير نفت خام عراق با افزايش 25 درصدي به رقم 143 ميليارد و يكصد ميليون بشكه رسيده است.
خبرگزاري ها نيز در اين باره اعلام كردند عراق پس از عربستان و ونزوئلا، جايگزين ايران به عنوان دارنده، سومين ذخاير بزرگي نفتي جهان مي شود. با توجه به ذخاير بيش از 150 ميليارد بشكه اي نفت كشورمان كه از سوي وزير نفت اعلام شد، جمهوري اسلامي ايران همچنان مكان سوم خود را به عنوان سومين دارنده ذخاير بزرگ نفتي جهان حفظ مي كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:20  توسط وحيد رضا | 

در ادامه برنامه ريزي جريان فتنه در آستانه اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها ، اتاق فکر بالا دستي اين جريان طرحي را براي ايجاد فشار بر مردم با نگاه ويژه به تحريمهاي غربي آماده سازي کرده است.

در ادامه برنامه ريزي جريان فتنه در آستانه اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها ، اتاق فکر بالا دستي اين جريان طرحي را براي ايجاد فشار بر مردم با نگاه ويژه به تحريمهاي غربي آماده سازي کرده است.

به گزارش خبرنگار کلمه نيوزجريان فتنه اخيرا ازعوامل خود در دستگاههاي مختلف خواسته تا راه هاي تامين نيازهاي کشور از خارج کشوررا کشف وگزارش نمايند .

بنا بر اين گزارش در جديد ترين خيانت به مردم ومنافع ملي ودر جهت ياري رساندن به آمريکا وساير اذناب آن ، در يک فرمان رذيلانه به عوامل خود در دستگاه هاي اجرايي ، اعلام داشته است تا راه وروش وترفندهاي رژيم براي تامين نيازهاي کشور ، بعد از تحريم هاي آمريکارا بدست آورده ومشخص نمايند که اقلامي که به اين شکل تهيه مي شود ، چه تاثيري بر روند تحريم ها خواهد داشت .

محورهاي اعلام شده عبارتست از :

• اقلام وارداتي با مشخصات اسمي ،حجمي و کابردي

• مبادي ورودي ، وروشهاي ذخيره سازي

• شرکت ها وکشور هاي واسط

• روشهاي حمل از مبداء تا مقصد ودر اختيار گرفتن کالا

• کشور هاي نقض کننده تحريم ها

• سازمان وموسسات متکفل تهيه

• نياز واقعي کشور و توان تامين (ذخيره ، مصرف ، کمبودها)

• تنوع تامين ومبادي مختلف از يک يا چند کالا

• گشايش هاي اعتباري ، سفارشات وخريد هاي درراه

بنظر مي رسد با توجه به برنامه ريزي هدفمن نظام تحريم هاي سفارشي فتنه و انتظارات آمريکا از اين اقدام برآورده نشده است و از سويي خود تحريم کنندگان خارجي نيز به خوبي مي دانند که تحريمها اثري بر اقتصاد ايران نخواهد داشت لذا براي آسيب رساندن به کشور و مردم از عوامل خود که طي يکسال ونيم گذشته از هيچ جنايت وخيانتي نسبت به نظام جمهوري اسلامي فروگذار نکرده اند خواسته اند تا با جاسوسي و ارائه آمار و اطلاعات در راستاي اهداف اين کشور ها در جهت فشار به مردم ايران حرکت کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:18  توسط وحيد رضا | 

 مسوول ستاد تبلیغات استقبال از رهبر معظم انقلاب رئوس برخی برنامه ها و دیدارهای معظم له در سفر به قم را تشریح کرد.

به گزارش برنا، حجت الاسلام نبوی، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از ورود به شهر مقدس قم و برگزاری مراسم استقبال از ایشان، سخنرانی عمومی در جمع اقشار مختلف مردم قم خواهند داشت.

وی همچنین گفت: نشست با عموم طلاب اعم از خواهر و برادر، جلسه با طلاب غیرایرانی، نشست مشترک با نخبگان حوزوی و دانشگاهی ، نشست با جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه های علمیه، جلسه با خانواده شهدا و جانبازان، نشست با بسیجیان، از جمله دیدار های رهبر فرزانه انقلاب در قم است.

نبوی افزود: رهبر انقلاب همچنین در این سفر پر خیر و برکت، دیدارهای صمیمانه ای نیز با مراجع تقلید خواهند داشت.

معاون تبلیغ حوزه های علمیه در ادامه با اشاره به این که زمان دقیق سفر معظم له به قم هنوز مشحص نیست، اما این سفر اواخر هفته آینده انجام می شود.

وی اضافه کرد: طبعا ویژگی بارز این سفر وجود بارگاه ملکوتی حضرت معصومه (س) و حوزه علمیه قم است و رهبر نظام اسلامی به قم به عنوان پایتخت فکری شیعیان جهان عنایت و توجه خاصی دارند.

نبوی تاکید کرد: بی شک ملاقات نزدیک حوزویان با رهبر انقلاب و ارایه گزارش از سیر تحولات حوزه در حضور معظم له و کسب رهنمودهای ایشان در رشد و بالندگی حوزه نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای دارد.

وی همچنین در خصوص واکنش و حساسیت بیش از حد رسانه های بیگانه نسبت به این سفر تصریح کرد:این که می بینیم سفر ایشان به هر جای دیگری به غیر از قم این گونه برای رسانه های بیگانه حساسیت زا نیست ، به این دلیل است که آن ها بسیاری از بنیان های تبلیغاتی خود در دنیا را به واسطه سفر رهبر انقلاب به قم در معرض خطر می بینند، به این معنا که آن ها در دوران فتنه به این دروغ متوسل شده بودند که روحانیت و مراجع از نظام اسلامی فاصله گرفته اند.

وی اضافه کرد: با سفر مقام معظم رهبری و دیدارهای صمیمانه ایشان با عموم حوزویان و به ویژه مراجع عظام تقلید، توطئه‌ها خنثی می شود و به همین خاطر است که مدام در این راستا به ارایه تحلیل های دروغین و ساختن شایعات بی اساس رو آورده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:17  توسط وحيد رضا | 
بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

بحثمان راجع به فتنه بود و ابزار فتنه و چند جلسه‌اي صحبت كرديم. به شماره‌ي 14 رسيديم. ابزار فتنه! فتنه هم بوده، هم هست، هم خواهد بود. فتنه‌هاي جزئي و كلي. فتنه‌هاي فردي و فاميلي و منطقه‌اي! فتنه‌هاي كشوري و بين‌المللي، فتنه‌هاي پيدا و ناپيدا، فتنه‌هاي سطحي و عميق، بحث فتنه بحث مهمي است. قرآن راجع به فتنه دو آيه دارد. «الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل‏» (بقره/217) «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل‏» (بقره/191) فتنه از كشتن مهم‌تر است. فتنه از كشتن بزرگ‌تر است و سخت‌تر. «اَكبَر» بزرگ‌تر است. «أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل‏»، «أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل‏» براي هر دو آيه داريم. حالا چند جلسه صحبت كرديم، گفتيم: ابزار فتنه، به شماره‌ي14 رسيديم.


1- تبليغ افكار انحرافي به اسم دين
مغالطه! گاهي از ابزار فتنه اين است كه مغالطه مي‌كنند. يعني يك چيزهايي را جابجا مي‌كنند، قرآن مي‌گويد: «يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتاب‏» (بقره/231) زبانشان را چنان مي‌چرخانند كه فكر ‌كني اينها كتاب آسماني مي‌خوانند. «وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ» (آل عمران/78) اينها كتاب آسماني نيست. اين زبانش را مي‌چرخاند. فتنه‌هاي فرهنگي! ببينيد زمان شاه مي‌خواستند، لام درس بدهند. در كلاس اول ابتدايي مي‌گفتند: لام داريم. لام بزرگ،لام كوچك. وقتي لام را مي‌خواست درس بدهد، مي‌گفت: سارا بازار رفت و با پول، (لام بزرگ) خود لباس (لام كوچك) خريد. آنوقت عكسي كه اينجا مي‌كشيدند، عكس يك خانم بي‌حجاب، تا بالاي زانو خانم هم پيدا بود. دست دخترش را هم گرفته بازار مي‌رود. لام درس مي‌داد، اما چه؟ در اين حرف: 1- درس بي‌حجابي بود. 2- درس تبرّج، جلوه‌گري خانم در خيابان بود. بحث مصرف بود. بحث مدل‌هاي غربي بود. مدل‌هاي غربي! يك خانم بي‌حجاب دست بچه‌اش را گرفته، برود لباس بخرد. سارا بازار رفت و با پول لباس خريد. اما هم بي‌حجابي را مي‌گفت. هم جلوه‌گري را مي‌گفت. هم مصرف را مي‌گفت. هم مدل‌هاي غربي را مي‌گفت. اين را فتنه مي‌گويند.
«ثِقافه» يعني كارهاي فرهنگي، در عربي براي اينكه ما نسلمان از قرآن جدا شود، كتاب عربي در آموزش و پرورش هست، اما عربي هيچ ربطي به قرآن ندارد. جوان دبيرستاني ما نمي‌تواند قرآن بخواند، كتاب عربي مي‌خواند، «العُصفور طار» گنجشك پريد. (خنده حضار) «العُصفور» در عربي يعني گنجشك، «طارَ» يعني پريد. پرواز كرد. يعني جوان ما هم عربي مي‌خواند و هم از قرآن جدا مي‌شود. چه دستي در كار است. چه دست خائني در كار است كه بچه‌هاي همشهري ما كاشان، مي‌دانند كوه هيماليا چند متر است. اما نمي‌دانند فيض كاشاني چه كسي بوده است. دويست تا كتاب علمي نوشته است. امام فرمود، اين حرف كه مي‌زنم از امام است. امام فرمود: ما از ورق زدن كتاب‌هاي فيض كاشاني مُچمان درد مي‌گيرد. بچه‌هاي تبريز، مي‌دانند اقيانوس اطلس چند متر است. علامه طباطبايي و اميني را نمي‌دانند چه كسي است. چه دستي در كار است كه ما را از خودمان جدا كند. اين خيلي مهم است. مغالطه‌ها!
يك پژوهش‌هايي مي‌كنند. يك تحقيقاتي مي‌كنند. كه خندقي كندند، درست است يا خندقي بكندند، يا خندقي بكندندي؟مثل اينكه مشكلات مملكت در همين كلمه است. كه آيا خندقي كندند، يا بكندند، يا بكندندي؟ در مسائل مذهبي، سوره‌ي «قُل هو الله» اسم دوّمش چيست؟ رد شدي برو! مثلاً حالا لازم است ما اسم دوّم را بدانيم؟ سؤال احمقانه است. به تو چه كه اسم دومش چيست. سوره‌ي «قُل‌هو الله» سوره‌ي «قُل هو الله» است. اسم ديگر هم دارد، دارد كه دارد! به من چه! ما بايد مثلاً بگوييم: اسم ديگر سوره‌ي فرقان چيست؟ خيلي از سؤال‌ها، سؤال‌هايي است كه هيچ نه واجب است، بدانيم. نه مستحب. خدا مي‌داند، هم در حوزه و هم در دانشگاه، درس‌هايي داده مي‌شود كه والله بالله تالله نه دانستن آن واجب است، نه دانستن آن مستحب است، نه نياز فرد حل مي‌شود، نه نياز جامعه! ولي به اسم مباحث علمي طرح مي‌شود. وقت‌ها كشته مي‌شود. يك بازنگري بايد بشود. آنچه وارد گوش ما مي‌شود، من نمي‌دانم حالا چه كسي پاي تلويزيون است، هركس مي‌خواهد باشد. چه طلبه، چه دانشجو، چه دانشگاهي، چه روحاني، هرچه گفته مي‌شود بايد يا واجب باشد، يا مستحب باشد، يا مشكل فردي را حل كند، يا مشكل جامعه را حل كند.


2- كتمان حقايق و كيفر سخت آن
كتمان حقايق، يكي از راه‌هاي ضربه زدن اين است كه حقيقت‌ها را كتمان مي‌كنند. تنها گناهي كه خدا در قرآن با اين عبارت گفته است. گفته: «يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ» (بقره/159) تعبير خيلي تند است.«يَلْعَنُ» يعني خدا لعنت كند. يعني اينها را دور كند. «يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ» «لاَّعِنُونَ» فعل مضارع، «يَلْعَنُ» و «يَلْعَنُ» فعل مضارع، يعني براي هميشه خدا اينها را لعنت كند. براي هميشه همه‌ي لعنت‌كننده‌ها لعنت كنند. لعنت‌كننده‌ها چه كساني هستند؟ جنّ و انس و ملك! هر صاحب شعوري كه مي‌تواند لعنت كند، براي هميشه لعنت كند. به چه؟ براي كساني كه «يَكْتُمُون‏» (بقره/159) كساني كه حق را كتمان مي‌كنند. يكي از راه‌هاي ضربه زدن اين است. كتمان مي‌كنند. صنعت را كتمان مي‌كنند، به بچه‌هاي ايران ندهيد. هيچ مي‌دانيد آمريكا تا به حال فرمول پپسي را به ايراني‌ها ياد نداده است. به هيچ كشوري ياد نداده است. پپسي است. فرمولش را فقط... حالا اين چه چيزي تركيب شده كه پپسي شده است، به هيچ كسي نمي‌گويد. حالا پپسي كه آبكي است، سِفتَكي هم همينطور است. فرمول هواپيماي (اِف 16) امكان ندارد آمريكا كدش را بدهد. اصلاً شما خودت هم اگر از انرژي هسته‌اي، چيزي استفاده كني، او غيظ مي‌كند. به تو كه نمي‌دهد، هيچ، مي‌گويد: خودت هم نفهم! خودت هم نفهم!
راه‌هاي فتنه، كتمان. قرآن مي‌گويد: «وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» (بقره/282) اگر به كسي گفتند: بيا شهادت بدهد، نگويد: حال ندارم. حقّت دارد از بين مي‌رود، برو شهادت بده. مگر تو مي‌داني كه چه چيز براي چه كسي است و چه كسي چه گفته است؟ شاهد بودي؟ بابا حوصله‌ام نمي‌رسد. خوب حوصله‌ات نمي‌رسد، حقي از بين مي‌رود. حضرت امير فرمود: حكومت نزد من از ترشّح عطسه‌ي بزغاله،ترشّح عطسه‌ي بزغاله، حكومت براي من از ترشّح عطسه‌ي بزغاله كمتر است. الا اينكه بتوانم حقي را احيا كنم. شما اگر مي‌داني حق و ناحق مي‌شود بايد شهادت بدهي. «وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» آيه‌ي قرآن است. شاهد حق ندارد كتمان كند.
ايجاد كنفرانس‌ها و ميتينگ‌ها! قرآن يك آيه دارد، مي‌گويد: «لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ» (آل عمران/196) رييس جمهور آمريكا كجا رفت؟ رييس جمهور چه كجا رفت؟ از اين جلسات و ميتينگ‌ها و اينها يكوقت نترسيد‌ها،به خدا توكل كنيد. گاهي اينها مي‌روند و مي‌آيند، مي‌خواهند زهر چشم بگيرند. «لا يَغُرَّنَّكَ» گول نخوريد. اغفال نشويد. توجه به امدادهاي غيبي، توكل به خدا داشته باشيد.
نيش‌ها! گاهي وقت‌ها شعر درست مي‌كنند. يكوقتي آيت‌الله كاشاني، با ملي‌گراها بين‌شان مسئله‌دار شد. براي آيت‌الله كاشاني چه شعرهايي، من الآن بعضي از شعرهايش را حفظ هستم. يك شعرهايي كه او را تحقير كنند. تحقير كنند. «وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثيرا» (آل عمران/186)  قرآن مي‌گويد: يك اذيّت‌هايي از دشمنان خواهند ديد. يعني گاهي وقت‌ها متلك مي‌گويند. كاريكاتور مي‌كشند كه شما قيچي شوي! مواظب باشيد قيچي نشويد.
يك عالمي در يك منطقه‌اي، چون اين را قبلاً در تلويزيون گفتم، مي‌خواهم تكرار نكنم، از آن طرف هم يك عده پاي تلويزيون نبودند، مي‌خواهم بشنوند. حالا همينطور فشرده‌اش را مي‌گويم. به قول تلويزيون خلاصه‌ي اخبار! ماجرا مفصّل است. يك عالمي در يك منطقه‌اي نفوذ داشت. طرفدارهاي كَسرَوي، كه يك آدم منحرفي بود، مي‌خواستند آنجا فعاليت كنند، گفتند: با اين عالم چه كنند؟ گفتند: بياييد اين عالم را هر روز يك تهمتي به او بزنيد. بگوييم: اين عالم زن‌هاي متعدّدي دارد. اين عالم خمس را مي‌گيرد و به بچه‌هايش مي‌دهد. هر روزي يك شب‌نامه‌اي، هر روزي به ديوارها يك چيزي بنويسيم. خود آن آيت‌الله به من مي‌گفت. خدا رحمتش كند، مرد. مي‌گفت: من ديدم هر روزي براي من يك بساطي است. گفتم: آقا جمع شويد من حرف آخر را بزنم، مي‌گفت: هم علاقه‌مندان من جمع شدند، هم مخالفين كه گفتند: آقا قيچي شد، برويم ببينيم سخن آخرش چيست؟ گفت: جمع شويد سخن آخر را بزنم.فكر كردند سخن آخر يعني سخنراني آخر كه از شهر بيرون برود. مي‌گفت: مسجد پر شد. دوستان و مخالفين! گفتم: بسم‌الله الرحمن الرحيم اگر شنيديد من زن‌هاي متعدّدي دارم، بشنويد و باور كنيد. اگر شنيديد من خمس و سهم امام مي‌گيرم و به فاميل ها مي‌دهم،  بشنويد و باور كنيد. اگر شنيديد من باقاچاقچي‌ها رابطه دارم، بشنويد و باور كنيد. اگر شنيديد من با، اگر شنيديد... دائم گفتم: اگر... اما اگر شنيديد كه من خسته مي‌شوم، از شهر بيرون خواهم رفت، بشنويد باور نكنيد! من هستم. (خنده حضار) من هستم! مي‌گفت تمام شد ديگر! چون گاهي وقت‌ها مي‌گويند: بياييد كلاغ‌پرش كنيم، اين قيچي شود. مي‌خواهند قيچي كنند. نيش‌ها! «َطَعَنُوا في‏ دينِكُم‏» (توبه/12) آيه‌ي قرآن است. الله اكبر! چيزي به ذهن آدم نمي‌آيد، مگر اينكه قرآن آيه دارد. مي‌گويد: «َطَعَنُوا في‏ دينِكُم‏» در دينتان طعنه مي‌زنند. طعنه مي‌زنند. «طَعَنُوا في‏ دينِكُم‏» طعنه مي‌زنند.
شاه يك وزير احمقي داشت، رفته بود در يك روستا صحبت كند، مي‌گفت: امروز كه روزي نيست كه ديگر گوش به حرف آخوندها بدهيد. نماز باران، نماز باران! اعلي حضرت دستور داده براي شما چاه عميق بزنيم. احمق! آخر چاه عميق آبش از كجاست؟ اگر باران نيايد، چاه هم آب ندارد. اين فكر مي‌كرد، اعلي حضرت گفت: چاه عميق اين يك قدرت در مقابل قدرت خداست. اينطور نيست. چاه عميق بزني؟ اين حرف‌ها ديگر كهنه شده است. ديگر اُمُّل هستي. حجابت را بردار! اُمُّل بازي در نياور. برهنگي، تمدّن است. درخت‌ها وقتي برگ دارد قشنگ‌تر است، يا وقتي لخت است. طاووس عظمتش با پر و بالش است. اگر بي‌حجابي فرهنگ است كه خوب ما با خيلي از حيوان‌ها فرق نداريم. ارزش ما به لباس ما است. خواهر و برادر هستيم. يعني چه؟ يعني ببين ما خواهر و برادر هستيم ديگر!خواهر و برادر هستيم يعني بگذار بيشتر با هم باشيم. خوب نمي‌تواند بگويد: بيا با هم گناه كنيم. مي‌گويد: خواهر و برادر هستيم. خواهر و برادر هستيم يك پلي است براي اينكه «َطَعَنُوا في‏ دينِكُم‏»


3- فتنه انگيزي نيروهاي نفوذي دشمن
عوامل نفوذي! قرآن يك آيه دارد مي‌گويد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا» (آل عمران/118) يعني نگيريد. «لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُم‏» (آل عمران/118) «دُونِكُم» يعني غير خدا، از غير خودتان، از بيگانه «بِطانَة» نگيريد. «بِطانة» از بطن است. بطن يعني شكم! آنهايي كه در شكم شما مي‌روند. يعني آنهايي كه نفوذ مي‌كنند، اسم‌هايش چيست؟ اسم‌هايش مستشار اقتصادي است. مستشار نظامي، آنهايي كه دور مي‌گردند. گردشگري! سم‌پاشي، به اسم سم‌پاشي متر متر باغ‌هاي ميوه ما را مي‌دانند. به اسم سم‌پاشي در تمام سوراخ‌ها و زير زمين‌هاي خانه‌ي ما را مي‌دانند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» از بركات جمهوري اسلامي بود كه 40، 50 هزار، جمعيت انبوهي از افراد آمريكايي، در دل‌اندرون و قدم به قدم ما بودند. و نفوذ مي‌كردند، همه را بيرون كردند.
ما وقتي مكه رفتيم، ديديم اصلاً در فرودگاه جدّه، همه‌ي اين نيروهاي درجه يك آنها آمريكايي‌ها هستند. فرماندهي دست آمريكا است. آنها در حد تايپ و در حد نمي‌دانم تداركات و مهره‌هاي بزرگ، آمريكا همه جا نفوذ مي‌كند. به لطف خدا در سايه‌ي جمهوري اسلامي اينها را بيرون ريختند. به اين آيه عمل شد. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ»
استراق سمع! «وَ فيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47) «سَمع» يعني گوش، «سَمَّاعون» يعني كسي كه حرف‌ها را گوش مي‌دهد و گزارش مي‌دهد. «سَمَّاعُون لَهُم»


4- وعده خداوند در كشف توطئه‌هاي دشمنان اسلام
طراحي و كيد و حيله و توطئه! توطئه! قرآن مي‌گويد: ما توطئه‌ها را حل مي‌كنيم. مي‌دانيد آيه‌اي كه توطئه حل مي‌شود، چيست؟ «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ» (فيل/2) «كِيد» يعني توطئه! آيا خداوند كيد و نقشه، كيد و مكر و اينها را «في‏ تَضْليلٍ»، «تَضْليلٍ» از همان ضاليّن است. يعني انحراف. آيا توطئه‌ي اينها را منحرف نكرد؟ نقشه‌هاي اينها را نقش بر آب كرد. «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في‏ تَضْليل‏» ‏اين آيه براي خنثي شدن توطئه‌ها است. خداوند فرمود: «وَ مَكَرُوا» (آل عمران/54) اينها تدبير مي‌كنند. «وَ مَكَرَ اللَّه‏» (آل عمران/54) خدا هم طراحي مي‌كند. آنها طراحي مي‌كنند، خدا هم طراحي مي‌كند، منتهي خدا قول داده است. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا» (غافر/51) ما پيغمبرهايمان را ياري مي‌كنيم. «وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» (غافر/51) پيغمبران و مؤمنين را در همين دنيا، كمك مي‌كنيم.
رهبري شيطان، يك آيه داريم كه شيطان به اوليائش مي‌گويد چه كن. ببين اگر ما خوب باشيم، خدا به ما مي‌گويد چه كن. اگر بد باشيم شيطان به ما مي‌گويد: چه كن. مثل ليوان، ليوان اگر از اين طرف گرفتي، آبش مي‌كنند. دَمَر گرفتي ديگر قابل ذخيره‌ي آب نيست. ما اگر قلبمان را مثل آنتن كه در پشت بام هست. اگر روي جهت خاص قرار بدهي، مي‌گيرد. تغيير بدهد، نمي‌گيرد. خدا مي‌گويد: تو با من باش، «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏» (قصص/7) به مادر موسي وحي كرد چه كن. چون به فرعون گفته بودند: امسال يك زن پسري مي‌زايد حكومت تو را زير و رو مي‌كند. فرعون دستور داد، هر زني پسر زاييد بكشند. مادر موسي پسر زاييد. گفت: حالا چه كنم؟ حالا مي‌آيند مي‌كشند. خدا به مادر موسي وحي كرد. به او شير بده. در جعبه بگذار و در رودخانه بيانداز. بعد گفت: «إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْك‏» (قصص/7) تو او را بيانداز، من برمي‌گردانم.
تو نيكي مي‌كن و در دجله انداز     خودم شيرجه مي‌رم درش مي‌آرم
تو در دريا بيانداز، «إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ» (قصص/7) پيغمبرش هم مي‌كنم. يك چيز اضافه! در بن‌بست‌ها خدا به مؤمنين مي‌گويد چه كن. شيطان هم همينطور است. قرآن مي‌گويد: «إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ» (انعام/121) دو تا وحي در قرآن داريم. بد نيست اين را بنويسم.


5- وحي الهي به مؤمنان و وحي شيطاني به فاسقان
1- هم از سوي شيطان، «لَيُوحُونَ» يعني شيطان‌ها وحي مي‌كنند. به چه كسي؟ «إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ» به دوستانشان، شيطان به دوستانشان وحي مي‌كند، هم داريم «أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏» يعني خدا به مادر موسي، هم «لَيُوحُونَ» داريم، شيطان‌ها هم «اَوحي» داريم، خدا! يعني هم شيطان القا مي‌كند، هم خدا القا مي‌كند.  اگر آدم نا‌اهل باشد، شيطان به او ياد مي‌دهد چه كند. اگر آدم باتقوا باشد، خدا به او الهام مي‌كند چه كند. «ِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا» (آل عمران/155) به خاطر بعضي خلافكاري‌هاي ما شيطان بر ما سوار مي‌شود.
جلسات مخفيانه، قرآن مي‌فرمايد كه: «وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُون‏» (نسا/81) «يَبَيّتُون» بيتوته، بيتوته يعني شب تا صبح خواب و بيدار! «وَ اللَّهُ يَكْتُبُ» خدا مي‌نويسد، چه چيز را؟ «يُبَيِّتُون»‏ آن چيزي را كه بيتوته، شب تا صبح گفتيد، خدا ثبت كرد. فكر نكنيد در خانه‌ي تيمي چراغ را خاموش كرديد، زير زمين رفتيد، طبقه‌ي چندم رفتيد. برج فلان رفتيد. حتي به اسم ورزش، به اسم استخر، رفتيد در استخر حرف‌هايتان را لابه‌لاي شنا زديد. هركاري كنيد، خدا ثبت مي‌كند. «وَ اللَّهُ يَكْتُبُ» خدا گفته: «وَ اللَّهُ مُخْرِج‏ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون‏» (بقره/72) عربي‌هايي كه مي‌خوانم قرآن است. «وَ اللَّهُ مُخْرِج‏ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون‏» يعني خدا آن چيزي كه كتمان كردي، «مُخرِج» خارج مي‌كند. خدا، يعني خدا لو مي‌دهد. خدا قول داده لو بدهد. اصلاً سنّت خدا است. تا حالا كدام توطئه است كه كشف نشده است؟ يك نمونه بگوييد توطئه طراحي كردند، اين كشف نشد. يوسف را در چاه انداختند. گفتند: ديگر تمام شد! تمام نشد. بدن امام حسين را زير سم اسب كردند، كه محو شود؟ قبر امام حسين را آب بستند، كشاورزي كردند، كه محو شود. زليخا درها را بست كسي نفهمد، همه فهميدند. چه توطئه‌اي تا به حال كشف نشده است؟ قرآن است، اصلاً خدا قول داده است. گفته: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ» همه توطئه‌ها را خنثي مي‌كنم. «وَ اللَّهُ مُخْرِج‏» (بقره/72)


6- بهره‌گيري دشمن از جلوه‌هاي دنيوي براي اغفال جوانان
اغفال! دشمن‌ها دوست دارند ما غافل باشيم. اين جوان‌ها اگر بدانند كه بعضي از برنامه‌ها و ماهواره‌ها براي اغفال است. بدانيم ديگر حالا اختيار با خودت. چطور اگر يك فرمول علمي خواستي، يادت نمي‌دهند. اما عكس سكس را از آن طرف دنيا با ماهواره برايت مي‌فرستند. اگر من را دوست دارند، چرا به فكر من غذا نمي‌دهند. چرا غريزه‌ي جنسي مرا تحريك مي‌كنند؟ چرا شهوت من را تحريك مي‌كنند، فكر مرا رشد نمي‌دهند؟ يعني كافي نيست. «عَدُوٌّ مُبين‏» مُبين يعني روشن است. يعني مخفي نيست. دشمني ديگران براي ما... هشت سال دنيا به سر ما بمب ريخت. يعني يك صدامي مثل قيف درست كردند، اسلحه‌ي شرق و غرب را در اين قيف صدام ريختند، روي سر ما ريخت. چه كسي كمك ما كرد؟ كه ما دائم بگوييم: روابط بين‌الملل، سازمان ملل، حقوق بشر، وقتي شما هشت سال بمباران شديد، اين حقوق بشر يك آروغ زد! يك عطسه كرد؟ كه چه؟ خيلي سازمان‌ها هم هرطور آمريكا مي‌خواهد، مثل دم سگ! دم سگ، سگ هرطور بخواهد دُمَش را تكان مي‌دهد. از خودشان اراده ندارند. دُم سگ هستند.
قرآن مي‌گويد: «وَدَّ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون‏» (نسا/102) هرچه شما را غافل كند، به شما مي‌دهند. مواد مخدّر هرچه بخواهي. عكس سكس هرچه بخواهي. شايعه هرچه بخواهي. تهمت هرچه بخواهي. دروغ هرچه بخواهي. هرچه كه تو را نسبت به خودت پوچ كند، نسبت به مسئولينت پوك كند، نسبت به كشورت، وطنت پوك كند، هرچه تو را پوچ كند، مجّاني است. هرچه به تو نبوغ بدهد، به تو استعداد بدهد، تو را روشن كند، درش بسته است.
كلمات قشنگ، قرآن راجع به شعارهاي قشنگ مي‌گويد: «يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْل‏» (انعام/112) «زُخرُف» يعني طلا، «زُخْرُفَ الْقَوْل‏» يعني حرف‌هاي طلايي! اين هم كه مي‌گويند: فلاني مزخرف مي‌گويد، يعني حرف‌هايش بد است، ولي طلاكاري مي‌كند. يعني حرف‌هاي غلطش را زيبا جلوه مي‌دهد. مثل اينكه مثلاً سطل زباله دورش را كادو بپيچيم. كه آدم فكر مي‌كند اين يك هديه است. كادو پيچي! «يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْل‏»
مشركان در جنگ يك بتي به نام بت هُبل داشتند. يك مرتبه شعار دادند، بياييد بُت هُبل را عليه مسلمانان شعار بدهيم. گفتند: «اُعلُ هُبَل»، «اُعلُ هُبَل»! «اُعلُ» يعني بلند، ««اُعلُ هُبَل»! «اُعلُ هُبَل»! هبل را بلند كنيد. درود بر هبل! پيغمبر فرمود: مقابله به مثل كنيد. شما هم شعار بسازيد. «الله اَعلي و اَجَل»! «الله اَعلي و اَجَل»! يك بتي به نام بت «عُزّي» داشتند. گفتند: شعار را عوض كنيم. اينها در مقابل ما شعار ساختند. «اِنّا لَنَا العُزّي و لا عُزّي لَكُم» ما بت عزّي داريم! شما كه بت عُزّي نداريد. «اِنّا لَنَا العُزّي و لا عُزّي لَكُم» پيغمبر فرمود: اين رقمي شعار بدهيد. «الله مولانا و لا مَولي لَكُم» شما سنگ داريد، ما خدا داريم! خداي شما با يك تبر مي‌شكند. خداي ما با يك اراده همه كاري مي‌كند. «اِنّا لَنَا العُزّي و لا عُزّي لَكُم» «الله مولانا و لا مَولي لَكُم»،«اُعلُ هُبَل»!«اُعلُ هُبَل»! «الله اَعلي و اَجَل»!
يكوقت اول انقلاب كمونيست‌ها گفتند: ما طرفدار كارگران هستيم. امام خميني فرمود: خدا هم كارگر است. خدا هم كارگر است. پيغمبر هم كارگر است. اميرالمؤمنين كشاورز است، كارگر است. اينها ديگر نمي‌دانستند چه بگويند. شعارها را بايد از دست آنها گرفت. يكي از راه‌هاي فتنه و اغفال شعارهاي قشنگ است. سرمايه‌گذاري! هر سال آمريكا بودجه‌اي تصويب مي‌كند. قرآن راجع به بودجه مي‌گويد: «يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّه‏» (انفال/36) پول خرج مي‌كنند، «يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ» پول خرج مي‌كنند «لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّه» پول خرج مي‌كنند كه جلوي راه خدا را ببندند. ما هم بايد مقابله به مثل كنيم. براي نجات پول خرج كنيم. آنها براي انحراف پول خرج مي‌كنند، ما هم بايد براي نجات پول خرج كنيم.
خانه‌ي تيمي چه؟ قرآن راجع به خانه‌ي تيمي مي‌گويد: «لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَيْه‏» (توبه/57) اگر سوراخ پيدا كنند، در آن مي‌روند براي اينكه همفكري كنند. «لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً» «مَلجَأ» مي‌گويند: فلاني ملجأ و پناه ندارد. «مَلجَأ» يعني جايي كه آدم پناهنده شود. اگر پناهگاهي «مَغاراتٍ» غار، اگر غاري، پناهگاهي، «أَوْ مُدَّخَلاً» اگر يك جايي بتوانند در آن داخل شوند، اگر يك جا پيدا كنند، يك مخفي‌گاه پيدا كنند، مي‌روند برنامه‌ريزي مي‌كنند

.
7- هوشياري در برابر اظهار پوزش دشمن
عذرخواهي قلاّبي! گاهي براي اينكه حرفشان را به آخر برسانند، مي‌گويند: آقا ما پشيمان شديم. توبه كرديم. عذرخواهي مي‌كنيم. قرآن مي‌گويد: عذرخواهي هم قبول نيست. اين عذرخواهي‌شان هم تاكتيك‌شان است. «يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ» (توبه/94) اينها «يَعْتَذِرُونَ» يعني عذرخواهي مي‌كنند. اما قرآن مي‌گويد: «قُلْ لا تَعْتَذِرُوا» (توبه/94) بگو: نمي‌خواهد عذرخواهي كنيد. من شما را مي‌شناسم. حالا ايشان يك غلطي كرده است. فعلاً توبه كرده است. حتي گاهي ممكن است ايمانشان قلاّبي باشد. اصلاً ايمان ندارد. عاشق يك دختري است، دختر مسلمان است، مي‌گويد: آخر تو مسلمان نيستي نمي‌توانم با تو ازدواج كنم. مي‌گويم: مسلمان مي‌شوم. مسلمان مي‌شود. گاهي ممكن است اسلامش قلاّبي باشد. گاهي ممكن است ريشش قلاّبي باشد. گاهي ممكن است حجابش قلاّبي‌ باشد. يك دختري بند به حجاب نيست، اما فعلاً چون پسر دوستش دارد، پسر مذهبي است، فعلاً چادر سر مي‌كند. بعد از عقد مي‌گويد: نخير چه كسي گفته؟ من اختيار با خودم است. مي‌گويد: گول نخوريد. اينها به خاطر بصيرت است. چقدر قرآن اين آيات دارد. من اين 50 موردي كه نوشتم، تقريباً الآن شماره‌ي 26 هستم. شايد يك ساعت شد كه من اين 50 مورد را نوشتم. قرآن پر از اين است كه گول نخوريم. گول عذرخواهي نخوريد. گول گريه نخوريد. يوسف را در چاه انداختند، گريه كردند كه گرگ پاره‌اش كرده، «وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ» (يوسف/16) گول قسم را نخوريد. «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّة» (مجادله/16)
گول شركت در جبهه‌اش را هم نخوريد. قرآن مي‌گويد: بعضي‌ها در جبهه مي‌آيند، براي «لَأَوْضَعُوا» (توبه/47) اينها مي‌آيند كه عامل نفوذي باشند. مي‌آيند به دشمن اطلاعات بدهند. مي‌آيند شايعه بياندازند، دل سربازها را خالي كنند. هدفشان از جبهه كمك به اسلام نيست. تضعيف روحيّه‌ي مسلمان‌ها است. آدم اگر بصيرت داشته باشد، ديگر گول نمي‌خورد. و قرآن پر از آياتي است... اينكه قرآن مي‌گويد: «هذا بَصائِر» (اعراف/203) اين «هذا بَصائِر» آيه‌ي قرآن است. يعني تمام آيات من بصيرت است. چشمت را باز كن.
خوب 26 مورد گفتيم، باقي‌اش ماند. اين13 مورد را كه گفتيم، يكبار ديگر تكرار مي‌كنم. بسم‌الله الرحمن الرحيم.
مبالغه  و مغالطه، كتمان حقيقت، كنفرانس و ميتينگ، و به اين كشور و آن كشور و اين شهر و آن شهر رفتن. نيش‌ها و كاريكاتور‌ها و متلك‌ها، طعنه‌ها، عوامل نفوذي، نگاه به تخته نكنيد، نگاه نكنيد. كسي به تخته نگاه نكند. آيه‌ي عامل نفوذي چه بود؟ در شكمتان مي‌رود... «بطن» يعني شكم. «لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ» «بطانة» عامل نفوذي! استراق سمع، «سَمَّاعُونَ لَهُمْ» تدبير و كيد و توطئه، «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في‏ تَضْليلٍ» رهبري شيطان! گفتم: دو تا الهام داريم.  الهام الهي، الهام شيطاني. جلسات مخفيانه، اغفال، شعارهاي زيبا، سرمايه‌گذاري، خانه‌ي تيمي، عذرخواهي قلاّبي، اي كاش ما يك خرده قرآن را جدّي مي‌گرفتيم. حديث داريم هروقت فتنه‌ها مثل شب تاريك به شما هجوم كرد، به سراغ قرآن بياييد.
شهادت صديقه‌ي طاهره را كه چند روز ديگر هست، تسليت مي‌گوييم. و اين سخنراني‌ها و خطبه‌هاي فاطمه‌ي زهرا بود. فاطمه‌ي زهرا يك سخنراني براي افشاگري كرد، چه سخنراني! كودتا كرد. اصلاً قرآن مي‌گويد: من مواد منفجره هستم. « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَل‏» (حشر/21) اگر قرآن بر كوه نازل شود، تكه تكه مي‌شود، يعني چه؟ يعني من ديناميت هستم. سخنراني حضرت زهراء در مسجد پيغمبر مواد منفجره بود. سخنراني زينب كبري در كوفه و شام مواد منفجره بود. از عايشه پرسيدند: پيغمبر چگونه بود؟ گفت: قرآن بود. يعني همانطور كه قرآن منفجر مي‌كرد، پيغمبر هم منفجر مي‌كرد. يعني چه؟ يعني افشاگري مي‌كرد. حق را افشا مي‌كرد. مؤمن بايد هم بصير باشد، هم بصيرت بدهد. آن كسي كه هم گول مي‌خورد، هم گولش مي‌زنند، هم مثل فتيله‌ي چراغ هرطور خواستند با يك شعاري، با يك تحقيق، دقّت، و راه نجات ما تمسّك به قرآن و اهل بيت است. خلاص! «إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا» (بحار الانوار/ج2/ص99) بچه تاب بازي مي‌رود، مادرش، پدرش مي‌گويد: آقاجان ببينيد، اين طناب و زنجير را بگير، دو تا طناب، دو تا زنجير. اگر «تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا» اگر اين را بگيريد، تاب هم هرچه تكان بخورد، نمي‌افتي. اما اگر دستت را از هر دو يا يكي برداشتي، با يك موج سرنگون مي‌شوي. پيغمبر فرمود: امّت من! شما كه روي اين دنيا سوار هستي، «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي‏» (بحار الانوار/ج2/ص99) «إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا» اگر قرآن و اهل بيت را داشته باشي، هيچ موجي شما را تكان نمي‌دهد.
خدايا ما را نسبت به اسلام، نسبت به قرآن و پيغمبر و اهل بيت وفادار، آشنا، بصير، اهل بصيرت، بصيرت‌گيري، بصيرت دهي، خدايا نسل ما را، جامعه‌ي ما را، كشور ما را، دختر و پسر ما را،  مرز و انقلاب ما را در مقابل همه‌ي تهاجم‌ها بيمه بفرما. و به لطف خدا هم تا به حال اينطور شده است. ميلياردها دلار خرج مي‌كند، بعد از دو، سه سال يك موجي مي‌آيد، هرچه اينها ته سيگار و پوست پرتقال پرت مي‌كنند، يكبار يك سيل مي‌آيد همه را مي‌برد. مي‌گويند: اِ...! ما اين همه خرج كرديم، پس چه؟ هيچي! قرآن يك آيه دارد مي‌گويد: «مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ» (آل عمران/119) از غيظ بمير. مرتب براي براندازي تصويب كن، و روز به روز مسلمان‌ها بصيرتر مي‌شوند و شما را بهتر مي‌شناسند. هرچه بيشتر خرج كند، حسرت وارد مي‌شود. قرآن گفته است. گفته: پول خرج كردند، از اين به بعد هم پول خرج خواهند كرد، اما اين پول‌ها كه خرج كردند باعث حسرت خواهد شد. خواهد گفت: خرج كرديم اما جمهوري اسلامي شكست نخورد.

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:52  توسط وحيد رضا | 
بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

بحثي كه در اين جلسه مي‌خواهم براي شما بگويم، بحث بصيرت و اغفال است. مي‌گويند: فلاني را اغفال كردند، يعني گول خورد. آدم چطور گول مي‌خورد؟ موضوع بحث: بصيرت يا اغفال. اين موضوع بحث است.
بصر غير از بصيرت است. بصر چشم است. قوه‌ي باصره. جمعش ابصار است. بصيرت جمعش بصائر است. بصيرت يعني حكمت. چون گاهي آدم نگاه مي‌كند ولي باز هم نمي‌بيند. «يَنْظُرُونَ إِلَيْك‏» (اعراف/198) نگاه مي‌كنند اما نمي‌بينند. شما در فارسي مي‌گويي: والله من ديدم، ولي به او بر نخوردم. ديدم ولي به آن بر نخوردم يعني ديدم، اما اين ديد من عميق نبود. حالا، «َتَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْك‏» (اعراف/198) «يَنْظُرُونَ إِلَيْك‏» يعني پيغمبر اينها به تو نگاه مي‌كنند، «وَ هُمْ لا يُبْصِرُون‏» (اعراف/198) نگاه مي‌كنند ولي نمي‌بينند. مثل آدمي كه كتاب مي‌خواند ولي نمي‌فهمد.
خدا آيت‌الله فاضل لنكراني را رحمت كند. يكي از شاگردهايش مي‌گفت: حضرت آقا من سه سال سر درس شما بودم. اما شما حق استادي به گردن من نداري. آقا گفت چطور؟ گفت: براي اينكه درس شما را نمي‌فهميدم. من شاگرد تو بودم، اما چون درست را نمي‌فهميدم، حق استادي گردن من نداري.


1- بهره‌گيري از كتاب آسماني براي اهل بصيرت
قرآن مي‌فرمايد: «لِأُولِي الْأَبْصار» (آل عمران/13) كساني كه بصيرت دارند چيزي گيرشان مي‌آيد. در علم و حكمت، «يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ » حكمت همان بصيرت است. گاهي وقت‌ها آدم خيلي هم با سواد است. اما باز بصيرت ندارد. يعني آنچه را كه بايد بفهمد، نمي‌فهمد.
يك كسي در كاشان ما بود هيچ سوادي هم نداشت. آن روزي كه همه‌ي مردم با بني‌صدر، خيلي‌ها خوب بودند. مي‌گفت: بني‌صدر آدم نيست. مي‌گفتيم: تو سياست نمي‌فهمي. تو سواد خواندن نداري. يك پيرمرد بي‌سواد بي‌سواد بي‌سواد. تو از كجا مي‌داني؟ گفت: وقتي امام حكم رياست جمهوري را به بني صدر داد، بني‌صدر يك دستي گرفت. خيلي آدم بي‌ادب متكبّري است. بابا امام خميني است. دو دستي بگير. دست آقا را ببوس. آموزشي هم نيست. هركسي بايد خودش بفهمد. يعني اينطور هم نيست كه اگر كسي نفهمد با زور نمي‌شود به او فهماند.
مي‌گويند: يك نفر نخست وزير يك كشوري بود. برادرش در منطقه‌ي دور دستي گفت: من هم مي‌خواهم بيايم پايتخت تا برادرم را كه نخست وزير شده است ببينم. او گفت: نه! صبر كن هرچه مي‌خواهي، پول، برنج، روغن،هرچه مي‌خواهي برايت مي‌آورم. تو پايتخت نيا. گفت: اِ! تو پايتخت رفتي خوب من هم مي‌خواهم بيايم. بالاخره آمد و پهلوي نخست وزير برادرش رفت. در يك ملاقاتي كه شاه هم بود، شاه يك سيب به برادر نخست وزير داد. اين هم طبق سنت خودشان سيب را كلوچ كلوچ با پوست و دُم آن خورد. اين نخست وزير خيلي خجالت كشيد و گفت: گفتم: نيا! آبروي ما هم رفت. گفت: مگر حالا چه شده است؟ گفت: شاه كه سيب مي‌دهد، آدم مي‌گيرد و احترام مي‌كند. آنوقت تو روبروي شاه با پوست و دُم خوردي؟ گفت: بايد چه كنم؟ گفت: هيچ! شاه هر چيزي به شما مي‌دهد مي‌گيري و احترام مي‌كني. گفت: خيلي خوب! در يك جلسه‌ي ديگر شاه يك قاشق عسل به ايشان داد. مرتبه عسل را گرفت بو كرد، گذاشت روي پيشاني و در كيسه‌اش ريخت. (خنده حضار) يعني آن كسي كه نمي‌فهمد، نمي‌شود كاري كرد. هر كاري بكني يك چيز آن درگير است، چون چاهش آب ندارد. وقتي چاهش آب ندارد با سطل هم نمي‌شود در آن آب ريخت. يك كسي بايد بفهمد. افرادي مي‌فهمند ولو سواد ندارند، افرادي هم نمي‌فهمند ولو مطالعه دارند. مطالعه دارند. بصيرت يعني چه؟ يعني حكمت، يعني ديد. من اين را خيلي جاها گفتم. نمي‌دانم در تلويزيون هم گفتم يا نه. ولي جاهايي مكرّر گفتم.
يكي از مسئولين مملكتي مي‌گفت: يك بي‌سواد كنار من نشسته بود. بي‌سواد بي‌سواد بي سواد! من يك شعر خواندم. گفتم:

الهي جسم و جانم خسته گشته       در رحمت به رويم بسته گشته.

مي‌گفت: من يك شخصيت مهم مملكتي، اين هم بي‌سواد بي‌سواد. گفت: آقا جسم و جانت خسته گشته، دو ساعت بخواب. (خنده حضار) در رحمت خدا هم هيچ وقت بسته نگشته است. اين آقا مي‌گفت: خيلي خجالت كشيدم. كه من اين همه مهم هستم و اين همه سواد دارم. اين عوام عوام است. يعني او بصيرت دارد و من ندارم. بنابراين وقتي بصيرت را مي‌گويم، ياد حجة الاسلامي و فوق ليسانسي و دكتر و مهندسي نيافتيد. يك نگاهي را افرادي مي‌فهمند. وقتي مي‌گوييم: چنين گفت مي‌گويد: چه كسي گفته است؟ به چه دليل؟ من بايد هركس حرف مي‌زند، خدا بگويد. اگر خدا گفته، چشم! پيغمبر خدا گفته است، چشم! يك فقيه عادل بي‌هوس گفته چشم! وگرنه حالا دستور سازمان است. بسمه تعالي سازمان غلط كرده است. دستور حزب است بسمه تعالي بيخود كرده است. رييس گفته است. بسمه تعالي براي خودش گفته است. من يك آدم آزادي هستم.


2- حجت داشتن در هر كلام و اقدامي
گذاشتن دست بشر در دست غير معصوم ظلم به بشريت است. به چه دليل شما اين حرف را زدي؟ به چه دليل اين موضع‌گيري را كردي؟ به چه دليل اين شعار را گفتي؟ بياييد برويم چنين كنيم. آخر تو چه كسي هستي من را عقب خودت وامي‌داري؟ بنابراين هرجا مي‌رويم، هرچه مي‌گوييم، هرچه امضا مي‌كنيم، قرآن يك آيه دارد مي‌گويد كه:«لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ» (انفال/42)، «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ» يعني هركس هلاكت مي‌شود. «عَنْ بَيِّنَةٍ» با دليل، «وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَة» (انفال/42) هركسي هم زنده مي‌شود از روي بينه باشد. يعني نشستن به چه دليل؟ اينكه مي‌گويند: حضرت مهدي حجت است، امام حجت است، يا به آخوندها مي‌گويند: حجت الاسلام، حجت الاسلام يعني همه‌ي كارهاي آخوند بايد حجت شرعي داشته باشد. اينطور نيست كه چون عمامه سر من است هركاري بخواهم بكنم، بكنم. آقاي قرائتي بيا ببينم به چه دليل اين حرف را زدي؟ والله عصباني شدم زدم. غلط كردي. حجت الاسلام، يعني تمام حركات تو بايد دليل اسلامي داشته باشد. اينكه به ما مي‌گويند: حجت، حجت همان است كه در فارسي مي‌گوييم: سند. سند شما چيست؟ بايد موظب باشيم دين و آبرو درست كردنش 50 سال طول مي‌كشد. اما ريختنش يك لحظه است.


3- انجام كارهاي صالح و نيك، شرط ايمان به خدا
قرآن راجع به «آمنوا» يك نكته‌ي قرآني بگويم لطيف است. تفسيري است. قرآن هرجا بحث جهنم است، مي‌گويد: «فَمَنْ كَفَر»، «مَنْ كَفَر» هركس كافر باشد، جهنم مي‌رود. اما نمي‌گويد: «مَنْ آمَن‏» بهشت مي‌رود. «آمَن‏» كه هست، مي‌گويد: «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏» عمل صالح، در قرآن «آمنوا»‌ها كنار عمل صالح است. يعني اگر ايمان داشتي كسي با ايمان به بهشت نمي‌رود. بايد كارهايش هم درست باشد. اما كافر شوي، ديگر لازم نيست جنايت بكني. خود كفر براي جهنم كافي است. يعني آيات كفر، خود كفر به خودي خود وسيله‌ي جهنم است. اما ايمان خالي، بله ايشان مسلمان است اما نماز نمي‌خواند. مسلمان است ولي حجابش درست نيست. مسلمان است ولي خمس نمي‌دهد. مسلمان است ولي پدر و مادرش... هرجا «آمنوا» هست، كنار «آمنوا» مي‌گويد: «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏» ايمان بايد عمل صالح باشد. ولي كفر لازم نيست جنايت شود. بايد حجت داشته باشيم.
حالا بصيرت! «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم‏» (اسرا/36) آيه‌ي قرآن است. چيزي را كه علم نداري، پيگيري نكن. پيگيري نكن. علم كه نداري. مردم مي‌گويند، در اينترنت بود. الآن سايت يعني چه؟ سايت يعني ديوار شهر. ديوار شهر را آدم يك كيلو ذغال داشته باشد مي‌تواند همه چيز روي آن بنويسد. زنده باد قرائتي! مرده باد قرائتي! مگر يك چيزي در سايت‌ها بيايد درست است؟ خوب ممكن است دروغ بنويسند. ممكن است دروغ بنويسند.
خدا بصير است. در قرآن بارها گفته: «إِنَّ اللَّهَ بَصير» (غافر/44) پيغمبرش بصير است. «أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَة» (يوسف/108) قرآنش مايه بصيرت است. «هذا بَصائِر» (اعراف/203) يعني خدا به انسان ديد مي‌دهد. پيغمبر ديد مي‌دهد. قرآن هم ديد مي‌دهد. ديد نه يعني نگاه، يعني حكمت، پشت نگاه يعني درست فهميدن. قرآن مي‌فرمايد: «ْلَهُمْ أَعْيُنٌ» چشم دارد اما «لا يُبْصِرُونَ بِها» (اعراف/195) چشم دارد، بصيرت ندارد. اينها را آدم عميق نگاه كند.


4- خاطره‌اي از مرحوم آقاي ابوترابي
يك خاطره است مي‌خواهم برايتان بگويم. خيلي زيادي گوش دهيد. به خصوص اگر پاي تلويزيون دبير تعليمات ديني، استاد دانشگاه، طلبه، فرهنگي نشسته، مربي همه گوش كنيم. چيز قشنگي است. اگر هنرمندي هست اين حرفي را كه مي‌خواهم بزنم به قلم دربياورد، اين را سناريو و فيلم‌نامه كند. يك فيلم‌نامه! خواهش مي‌كنم همه با يك عنايتي اين دو سه دقيقه را گوش بدهند.
من با مرحوم ابوترابي كه ده سال اسير بود، از نوجواني با هم بوديم. شايد از 18 سالگي، منتهي ايشان ده سال اسير بود، او كتك مي‌خورد و بنده هم پلو مي‌خوردم. من مي‌خواستم ببينم ايشان چطور رهبر شد؟ الآن كه دكتراي مديريت و فوق ليسانس مديريت دانشكده مديريت، الآن مديرهاي ما با اصطلاحات شرقي و غربي و ديني و كامپيوتر و بالاخره با يك مشت پايان‌نامه نويسي دكتر مي‌شوند، فوق ليسانس مي‌شوند، اطلاعاتي دارند. خوب دستشان درد نكند. اما واقعاً دكتراي مديريت مدير هم هست؟ من مي‌خواستم ببينم آقاي ابوترابي چطور مدير شد؟ رهبر شد؟ ما مديرهايمان، استاندارهايمان، وكيل و وزير و سفير ما، دور تا دورش كارشناس و كارشناس و كارگروه و نمي‌دانم ارزياب و جمع بندي و هماهنگي و ذي حسابي و روابط عمومي و كامپيوتر و يعني در اينها مدير هستند. ابوترابي يك خودكار، يك سوزن و نخ، يك چراغ قوه نداشت. يك مقوا نداشت خودش را باد بزند. چطور رهبر شد؟ جمع شدند انتخابات شد. رأي به او دادند؟ مي‌خواهم ببينم قصه چيست؟ حساس شدم ببينم اين چطور در عراق رهبر شد؟ آن هم رهبر آدم‌هايي كه همه كتك خوردند. همه دست و پا شسكته و اسير و زجر كشيده! رهبر ده‌ها هزار آدم مصيبت زده. بدون انتخابات، آن هم مصيبتي كه الآن سر قبرش گريه مي‌كنند. بنده الآن سي سال است تقريباً مدير نهضت سوادآموزي هستم. الآن به نهضت خبر بدهيد قرائتي مرد! همان كسي كه براي من چاي مي‌آورد، قرائتي مرد! عجب! مرگ براي همه هست. يكي ديگر... خوب اين چه مديريتي است؟ كه خبر مرگ مرا به چاي ريز من بگويند، مي‌گويد: مرگ براي همه هست. هيچ!اما آن مديري است كه بعد از چند سال سر قبرش گريه مي‌كنند. خلاصه حساس شدم اين مديريت ابوترابي را كشف كنم. تا بالاخره كشف كردم. ماجرا به اين صورت است. زيادي گوش بدهيد. زيادي گوش بدهيد. زيادي، زيادي گوش بدهيد.
از صليب سرخ يك ماشيني عراق و بغداد و اردوگاه اسرا مي‌آيد. سراغ ابوترابي مي‌روند. سؤالشان اين است كه آيا در اردوگاه صدام شكنجه هست؟ ايشان هم طفره مي‌رود. در قرآن يك آيه داريم، كه سؤال‌هاي بو دار را جواب نده. فرعون به موسي گفت: «فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى»‏ (طه/51) پدران ما كجاست؟ پدر فرعون در جهنم است ديگر، كجاست؟ مي‌خواست بگويد: پدرت كجاست. بگويد: پدرت در جهنم است، تو بگويد: ببين مردم دارند به من فحش مي‌دهند. مي‌گويد: پدر سوخته! تا گفت: «َفَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى‏» نياكان ما كجا هستند؟ فرمود: «عِلْمُهَا عِندَ رَبى» (طه/52) خدا مي‌داند كجاست. «فىِ كِتَابٍ  لَّا يَضِل‏» (طه/52) از اين پدرم كجاست، خدا مي‌داند كجاست. يعني چه؟ يعني هر سؤالي را لازم نيست جواب دهيد. اين سؤال‌ها بو دارد. ممكن است فتنه شود. آيا در اينجا شكنجه هست؟ اين سؤال بو دارد. بگويم: هست، بگويم: نيست. هرچه پرسيدند طفره رفت. آن سرهنگي هم كه شكنجه‌گر است، آنجا ايستاده است. سؤال را تكرار كردند ايشان جواب نداد. بالاخره رفتند
.


5- جلوگيري از سلطه كافران بر مسلمانان
وقتي اين صليب سرخي‌ها رفتند، سرهنگ آمد گفت: سيد! به ابوترابي گفت. خدا رحمتش كند. گفت: من خودم شكنجه‌گر تو بودم. من خودم ميخ در سر تو گذاشتم كوبيدم. من خودم تو را شكنجه دادم. چرا نگفتي؟ گفت: خواستم بگويم، اما بصيرت داشتم. بحث امشب هم بصيرت است. گفت: چيست؟ گفت: قرآن يك آيه داريم. آيه‌اش اين است. اين آيه بايد تابلو شود. همه‌ي آيات بايد تابلو شود. آيه اين است. «لَنْ» يعني خدا قرار نداده، «لَن يَجْعَلَ اللَّهُ» خدا قرار نداده، «لِلْكافِرينَ» خدا قرار نداده «لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً» (نسا/141) يعني خدا اجازه نمي‌دهد كفار بر مؤمنين «سبيل» يعني راه داشته باشند. يعني خدا اجازه نمي‌دهد كه كفار بر مسلمان‌ها راه نفوذ داشته باشند. يعني ما بايد سياست‌گذاري‌مان، اقتصادمان، ملاقات‌هايمان طوري باشد كه كفار سوار ما نشوند. مي‌گفت: من خواستم بگويم شكنجه هست نترسيدم. چون اگر مي‌ترسيدم اصلاً جبهه نمي‌آمدم. من كه جبهه آمدم يعني نمي‌ترسم. حالا هم اسير شدم، ده سال است اسير هستم. نمي‌ترسم! اما ديدم اگر بگويم: شكنجه هست، صليب سرخي‌ها مسيحي هستند. عراق مسلمان است. صليب سرخي‌ها روي عراق دكمه‌ي فشار پيدا مي‌كنند. يعني اين يك نقطه‌ي ضعف را مي‌گيرند. من نمي‌خواهم. ولو خودم سرم سوراخ شد، ولي نمي‌خواهم مسيحيت بر مسلمان‌ها «سبيل» راه فشار داشته باشد. اين را چه كسي مي‌گويد؟ ابوترابي به سرهنگ مي‌گويد.
مي‌گويد: نترسيدم. تو من را شكنجه كردي، من هم نمي‌ترسم. مي‌خواستم بگويم اما اين قرآن جلوي من را گرفت. اينكه مي‌گويند: قرآن نور است معنايش اين است. ما همينطور با قرآن بازي كرديم. روي كيف عروس و بالاي سر مسافر، «بك يا الله» نمي‌دانم تجويد و تواشيح و سرگرم پوست قرآن مي‌شويم. روح قرآن اين است. وقتي مي‌گويد: «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً» سرهنگ مي‌پوكد. مي‌پوكد! مي‌گويد: خجالت مي‌كشم بگويم: مسلمان هستم. خجالت مي‌كشم بگويم: قرآن كتاب من است. خجالت مي‌كشم از تو سيدي كه اينطور آيات قرآن در روحت فرو رفته و من تو سيد را شكنجه كردم. از مسلماني خودم خجالت مي‌كشم. بعد مي‌گويد: سيد، مي‌شود من عامل نفوذي تو باشم؟ به تو مي‌زنم كه مرا از تو جدا نكنند. چون من شكنجه‌گر تو هستم. ولي هر كاري بگويي برايت مي‌كنم. سيد مي‌گويد: باشد تو من را بزن، ولي من را اردوگاه‌ها ببر.
من بچه ايراني‌هايي كه دور از همسر و بچه و اينها باشند، من اين بچه‌ها را من احوالشان را بپرسم. گفت: باشد منتهي من بايد تو را بزنم كه معلوم شود من شكنجه‌گر تو هستم. بعد هم بهانه مي‌آورم. مي‌گويم: ايشان صلاح نيست در اين اردوگاه باشد. او را يكجاي ديگر ببريم. به اسم اينكه ايشان صلاح نيست دو تا سيلي به تو مي‌زنم و در اردوگاه ديگر مي‌برم. ايشان گاهي سيلي مي‌خورد، اين اردوگاه و آن اردوگاه مي‌رفت. براي بچه‌هاي اسير حرف مي‌زد. اينقدر بچه‌ها بي‌سواد بودند كه با سواد شدند. حافظ قرآن شدند. حافظ نهج البلاغه شدند. انگليسي ياد گرفتند. يك سوزن و نخ نداشت. يك چراغ قوه نداشت. اين را مديريت مي‌گويند. با دست خالي در دل دشمن ده سال ده‌ها هزار بچه‌ي كتك خورده را رهبري كرد. اين را رهبر مي‌گويند. اين را مدير مي‌گويند. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ» قرآن اين است. ما نفهميديم قرآن چيست؟ در يك بزنگاه‌هايي قرآن يك تلنگر مي‌زند خيلي قشنگ است. حالا اين را بصيرت مي‌گويند.


6- دوري از بهانه دادن به دست دشمنان
ما گاهي وقت‌ها يك جاهايي به خاطر اينكه آمريكا شاد نشود بايد كوتاه بياييم. آقا اگر مجرمي يك جرمي كرده است. اگر ما در آمريكا و اروپا او را گرفتيم، اسلام مي‌گويد او را شلاّق نزن. چرا؟براي اينكه كفار نگاه مي‌كنند. مي‌گويند: اين مسلمين دارند همديگر را شلاّق مي‌زنند. بابا جرم كرده است. مي‌گويد: در ايران او را شلاّق بزن، اما حالا كه خارج است و كفار دارند نگاه مي‌كنند، رو به روي چشم... الآن ما درست است در ايران هستيم اما چون همه‌ي سايت‌ها و دوربين‌ها روي ما هست، ما الان فرض كنيم در كانادا زندگي مي‌كنيم. انگار در انگليس زندگي مي‌كنيم. تمام ريز كارهاي ما را آنها نشان مي‌دهند. بنابراين الآن بايد مواظب باشيم اگر هم از قرائتي بدت مي‌آيد، من از شما بدم مي‌آيد بايد مواظب باشيم كه دوربين نشان مي‌دهد. يك چيزهايي را مراعات كنيم. گاهي يك زن و شوهري با هم ناراحت هستند، ولي مهمان كه مي‌آيد به روي خود نمي‌آورند. ما الآن همه‌ي دنيا چهارچشمي ما را نگاه مي‌كنند. چه كسي در نماز چه كسي شركت كرد. چه كسي در نماز چه كسي شركت نكرد. چه كسي جلوي پاي چه كسي بلند شد؟ چه كسي بغل چه كسي نشست؟ چه كسي كنار چه كسي ننشست؟ يك خرده بايد مراعات كنيم. مراعات نسل را هم بايد بكنيم.
اگر بنده جرم كردم شما حق نداري مرا در مسجد شلاّق بزني؟ يكجاي ديگر شلاّق بزن. چرا در مسجد؟ شلاق به مجرم حد اسلامي است. حد اسلامي در روايات دارد، يك مجرم شلاق بخورد از چهل روز باران اثرش بيشتر است. در عين حال اگر من جرم كردم، در مسجد شلاّقم نزنيد، چرا؟ براي اينكه نسل پنجم من هم ديگر مسجد نمي‌آيند. مي‌گويد: پدربزرگم در اين مسجد شلاّق خورده است. به يك مسجد ديگر مي‌روند. من نمي‌توانم. تحمل نمي‌كنم مكاني را كه پدرم شلاّق خورده است جماعت بيايم. بايد مراعات كنيم حريم مسجد را نگه داريم. در مسجد حق نداريد داد بزنيد لنگه كفش گم شده است. بابا گم شده كه... حريم نگه داريد.
من سال تحويل يكجا بودم جمعيت سنگين بود. حالا كار نداريم بگوييم كجا بودم. يا امام رضا، يا حضرت معصومه، يا حضرت عبدالعظيم، يا شاه چراغ، يكجايي... اين بلندگوي حرم يك آدم بي سليقه پشت آن بود، دقيقه‌اي يكبار مي‌گفت كه: آقايان مسافرين! مواظب جيب‌هايتان هم باشيد. يك مرتبه جمعيت همه چنين شدند. دو مرتبه 5 دقيقه مي‌ايستاديم، آقايان مواظب جيب‌هايتان باشيد. اي بابا! چقدر تو مي‌گويي؟ بابا چهار نفر جيب مي‌زنند. چهار تا 20 هزار تومان هشتاد هزار تومان. شما يك ميليون آدم را به خاطر هشتاد هزار تومان دلهره مي‌اندازي؟ اينها سليقه مي‌خواهد. وقت سال تحويل حال گيري!
مي‌گويند: يك طلبه داماد شد رفت كنار عروس گفت: توحيد يعني چه؟ نبوت يعني چه؟ معاد يعني چه؟ عروس بلند شد رفت. گفت: نفهميديم شب اول عروسي‌مان است يا شب اول قبرمان. (خنده حضار) در مسجد شما نبايد بگويي كه يك لنگه كفش گم شده است. به درك كه گم شده است. حديث داريم. اينهايي كه مي‌گويم سليقه‌اي نيست. حديث داريم در مسجد راجع به گم شده‌ها حرف نزنيد. در مسجد به مجرم شلاّق نزنيد. مسجد بايد تميز باشد. مسجد بايد تميز باشد. يكبار پيغمبر وسط نمازش راه رفت آن هم به خاطر بهداشت بود. پيغمبر سر نماز بود، «مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» (فاتحه/4) «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/5) همينطور كه نماز مي‌خواند ديد ديوار جلويش جاي آب دهان است. يك كسي تف انداخته بود جايش مانده بود. حضرت «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» را قيچي كرد، يك چوبي بغلش بود يك شاخه‌ي خرما. برداشت دو سه قدم راه رفت. وسط نماز راه رفت. اينرا را به جاي آب دهان پاك كرد، و رويش را از قبله برنگرداند. دومرتبه برگشت «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» (فاتحه/6) باقي‌اش را خواند. يعني بهداشت به قدري مهم است آن هم بهداشت مسجد، كه پيغمبر نمازش را قيچي مي‌كند، در نماز راه مي‌رود. حالا ما خيلي تا آن مكتب علوي و نبوي و اينها فاصله داريم. ما يك نسيمي از اسلام به ما خورده است. اگر مي‌گويند: در كشور خارج شلاّق نزن، الآن در ايران هم بايد مواظب باشيم، چون هر كاري ساعت 8 بكني 8:5 دقيقه تلويزيون‌هاي دنيا نشان مي‌دهند.


7- توجه به شيوه عزاداري در ايام محرم
20 رقم مي‌شود عزاداري كرد. سينه زدن داريم. دسته‌جات داريم. شعارهاي كربلا داريم. اين 20 رقم عزاداري كن كه اتفاقاً ما از اين عزاداري‌ها مي‌توانيم بهانه داشته باشيم. دانماركي كه در روزنامه‌هايش كاريكاتور پيغمبر را كشيدند، مي‌گفت: روز عاشورا چهل هزار تا شيعه براي عزاي امام حسين جمع مي‌شوند. در خيابان‌هاي وسط دانمارك پايتخت مي‌روند، مي‌گفت: جمعيت‌هاي اروپا هم نگاه مي‌كند. مي‌گويد: اينها چيست؟ گفتم: خوب چه؟ گفتند: خوب ما عزاداري مي‌كنيم، به اينها نمي‌گوييم: چيست؟ گفتم: خوب يك نامه بنويسيد. كه ما يك امام حسيني داشتيم. ايشان خواستند از ايشان بيعت بگيرند. ايشان گفت: سر به ني مي‌‌دهم، سر جلوي ظالم خم نمي‌كنم. زير سم اسب مي‌روم، زير بار زور نمي‌روم. بگوييد: امام حسين چه كسي بود، به زبان دانماركي ترجمه كنيد، همينطور كه مي‌رويد اين را به تماشاچيان بدهيد. مكتبتان را معرفي كنيد. ما بايد مكتب خودمان را به عاشورا معرفي كنيم. عاشورا اهرم خوبي است. عاشورا انرژي هسته‌اي است. كدام كشور يك كسي را دارد كه بگويد: يا حسين! هفتاد ميليون سياه پوش در خيابان بريزند؟ بدون اضافه‌كار، بدون مأموريت، بدون مرخصي، با عشق، يك يا حسين بگو هفتاد ميليون نفر آدم در خيابان مي‌ريزد. خوب از اين انرژي بايد استفاده كرد. حالا ما اين را به چه تبديل مي‌كنيم؟ به علمات آهن سنگين بي‌معنا! بله يكوقت شما يك تابلوهايي درست مي‌كني.
حالا اينكه مي‌گويم چون نزديك محرم هستيم چند هفته‌ي ديگر، چه اشكال دارد رييس، اين رييس‌هاي هيئت‌ها آدم‌هاي خوب و با عرضه‌اي هستند. از خودشان عرضه نشان بدهند. آقا عوض آهن آلومينيم باشد كه سبك باشد. عوض اردك و كفتر و پر طاووس هم كلمات امام حسين باشد. آخر كلمات امام حسين از اردك بهتر نيست. از كفتر بهتر نيست. يعني اين هم عقل مي‌خواهد؟ امام حسين روز عاشورا چه گفت؟ فرمود: «هيهات من الذله» زير بار ذلت نمي‌روم. اين را به آلومينيم كن دست جوان بده راه برود. يك جوان هم بگويد: حسين فرمود زير بار ذلت نمي‌روم. اين را در اروپا هم نشان بدهند مي‌گويند: احسنتم چه ديني دارند! ما كلمات امام حسين را محو مي‌كنيم و جاي آن كفتر درست مي‌كنيم. روي آهن درست مي‌كنيم. سنگين درست مي‌كنيم. به پرهاي علامات هم افتخار مي‌كنيم كه علمات هيئت ما چند تا پر دارد؟ ببينيد اين انحراف است، بصيرت نيست. بصيرت در دين، امكان ندارد كسي دين‌ها را با هم مقايسه كند جز اينكه مسلمان باشد. مسيحي‌ها بالا بروند، پايين بروند محكوم هستند. چون در كتاب مذهبي‌شان نوشتند عيسي عروسي رفت، شراب كم آمد. صاحبخانه خجالت كشيد. حضرت عيسي گفت: خجالت نكش. ظرف‌ها را پر از آب كن من با معجزه همه را شراب مي‌كنم. يعني پيغمبر شراب ساز! آخر اصلاً امكان دارد يك مسلماني اين دين را بخواند و گرايش پيدا كند؟ اصلاً يهوديت بالا برود، پايين برود امكان ندارد كسي... بله ممكن است چهار نفر بي‌بصيرت، خوب بي‌بصيرت را يك سيخ جگر بدهي هرجا بخواهي او را مي‌‌بري. بي‌بصيرت! بله اين تورات وقتي نوشته، خدا از آسمان پايين آمد با يعقوب كشتي گرفت. تازه يعقوب خدا را زمين مي‌زند. شست پايش را دندان گرفت. گفت: تا مرا بركت ندهي رها نمي‌كنم. خداي كشتي‌گير! بعد خدا گفت: چه اشتباهي كردم آدم را خلق كردم. بعد داد مي‌زند كجايي!آدم پنهان شده بود و او را پيدا نمي‌كرد. آخر اصلاً مي‌شود كسي يهودي شود؟ مي‌شود كسي مسيحي شود؟ بهايي‌ها كه ديگر هيچ! بهايي‌ها ديگر از دستمال كاغذي هم پست‌تر هستند. چون هيچي هيچي هيچي يك ساختگي بافتگي استعماري است. حالا آنها مبناي ديني دارد تحريف شده است. يا از اول مبنايش كلك بوده است. امكان ندارد كسي اسلام را بشناسد و عاشق نشود. اينهايي كه نسبت به اسلام سنگين هستند نفهميدند. مثل كسي كه كنار علامه طباطبايي راه مي‌رود، نمي‌داند اين چه كسي است و مي‌گذرد. كسي بداند علامه طباطبايي چه كسي است، هركس باشد سلام عليكم! مي‌گويد: سلام‌عليكم. نمي‌داند اين بوعلي سينا است. كسي بفهمد اسلام چيست مگر مي‌شود. ما بصيرت در دين، بصيرت در رهبر، بصيرت در مرجع...
يكوقتي بحث تقليد بود. گفتم: شما از چه كسي تقليد مي‌كني؟ اسم يك نفر را برد. گفتم: چطور؟ گفت: ايشان خيلي دقيق است. خيلي دقيق است. خيلي دقيق است. گفتم: دقت يك ارزش است. ولي غير از دقت آيات ديگر هم در قرآن هست. قرآن مي‌فرمايد كه: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّه‏» (انفال/60) اين آيه‌ي قرآن است. «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّه‏» يعني دشمن خدا بايد از شما بترسند. اين آقاي دقيق يك پليس سر كوچه را مي‌تواند بترساند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه سقوط مي‌كند. به خاطر اينكه شما گفتي: دقيق است. قرآن مي‌گويد: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّار» (فتح/29) نسبت به كفار بايد شديد و خشن باشد. اين آقا تا آخر عمرش يك تشر مي‌تواند به فلاني بزند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه هم سقوط مي‌كند. قرآن مي‌گويد: «لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّار» (فتح/29) كفار را بايد به غيظ درآورد. اين آقا تا آخر عمرش يك مرتبه يك عكس‌العملي خواهد داشت كه يك مرتبه كافر غيظ كند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه هم حذف مي‌شود. ما مي‌آييم همه‌ي قرآن را پامال مي‌كنيم، به خاطر اينكه بگوييم فلاني آدم دقيقي است. پيرمرد اولاد پيغمبر پيش‌نماز مسجد است. ما مخلص اين پيرمرد هستيم. اما اين در سن 85 سالگي نمي‌تواند با جوان‌هاي محله ارتباط برقرار كند. مسجدمان دست يك مشت پيرهايي است، آدم‌هاي خوبي هستند. منتهي همين پير پسر جوان ندارد. داماد طلبه ندارد. شاگرد طلبه ندارد. اين پير نماز مي‌خواند، مسجد را به يك جوان بدهيم. ما گاهي وقت‌ها مي‌گوييم: سيد اولاد پيغمبر است. پير است. پدر و در پدر پيش‌نماز بوده است.
عرض كردم ما به خاطر اينكه آن بصيرت را نداريم يكبار در مرجعيت مي‌گوييم: دقيق است. يك مرتبه در پيش‌نماز مي‌گوييم: پير است. يك مرتبه مثلاً در آن كار مي‌گوييم: خوب حالا به او رحم كنيد. آخر به چه كسي رحم كنيم؟ اين خلاف كرده است. يك جاهايي بايد رحم كرد. ولي يكجاهايي هم بايد خشونت داشت. بصيرت، گاهي آدم شكنجه مي‌شود ولي به صليب سرخ بگويد: من شكنجه نمي‌شوم. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ» اين بصيرت مي‌خواهد. بايد مواظب باشيم. سطحي نگر نباشيم. چه رقم عزاداري كنيم؟ بصيرت مي‌خواهد. چه شغلي، چه همسري، بصيرت مي‌خواهد. صرف اينكه شكلش خوب است عاشقش شدم. پدر آمده به من مي‌گويد: الله اكبر! مي‌گويد: پسرم به من مي‌گويد: آقاجان! من عاشق اين دختر شدم، تو مي‌خواهي مرا عاق كني، بكن. من بايد با اين ازدواج كنم. ببينيد اين بچه، اين جوان حساب نمي‌كند كه حالا اين لذتي كه از خانم در پارك او را ديده يا در سينما يا در دانشگاه، يا در دبيرستان، اين ازدواج از روي بصيرت نيست. از روي هوس است. آن كسي كه به خاطر شكلش عاشق اين شده است، فردا يك شكل خوشگل‌تر ببيند اين خانم را رها مي‌كند. الآن پدر و مادرش را به خاطر اين رها كرد. خوب از اين خانم خوشگل‌تر نيست. خوب يك خوشگل‌تر پيدا مي‌شود اين را رها مي‌كند. ازدواج‌هاي بدون بصيرت. شغل‌هاي بدون بصيرت! رفاقت‌هاي بدون بصيرت. فيلم‌هاي بدون بصيرت، و الي آخر...
خدايا تو را به حق محمد و آل محمد به ما يك بصيرتي بده، تا حالا هرچه اغفال شديم ببخش، اين بُن عمر ما ديگر هيچ رقم اغفال در ما رخ ندهد. و همه‌ي كارهاي ما روي اخلاص و بصيرت باشد.

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:46  توسط وحيد رضا | 
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين، بعدد ما احاط به علمك!
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

بحثمان راجع به اصول كارهاي فرهنگي بود. سه اصلش را گفتيم. اصل چهار: كار فرهنگي يعني چه؟ اينكه مي‌گويم كار فرهنگي يعني همه آموزش و پرورشي‌ها، همه‌ي دانشگاهي‌ها، همه‌ي مساجد، همه‌ي اينهايي كه مي‌خواهند كار فرهنگي بكنند. پدر و مادرهايي كه مي‌خواهند روي بچه‌شان كار فرهنگي بكنند.
يكي اصل مشورت با اهل تجربه، خودتان تصميم نگيريد كار فرهنگي بكنيد. مشورت بكنيد. افرادي تصميم مي‌گيرند. مثلاً مادر مي‌گويد كه: آقاي قرائتي يك دعا ياد ما بده كه بچه‌ي من پنج سالگي كل قرآن را حفظ شود. مي‌گويم: اولاً كه دعايش را بلد نيستم. دوماً چه كسي گفته كه شما يك چنين دعايي داشته باشي؟ اصلاً كدام آيه و حديث گفته كه بچه‌ي 5 ساله كل قرآن را حفظ باشد؟ آخر در تلويزيون يك دختر و پسر را نشان داد، من هم مي‌خواهم بچه‌ي من مثل او باشد. گفتم: تلويزيون نشان بدهد. مبناي كار شما چيست؟ حفظ قرآن براي كسي كه به مغزش فشار مي‌آيد جايز نيست. بله اگر كسي هوشش خوب است، تيزهوش است، به او فشار نمي‌آيد به مقداري كه فشار نمي‌آيد حفظ قرآن خوب است. اما اگر به مغزش فشار مي‌آيد، بچه‌تان را وادار نكنيد، زده مي‌شود. با زور قرآن حفظ مي‌كند، بعد قرآن را فراموش مي‌كند و ناراحت مي‌شود. دين تحميلي نيست. آزادش بگذاريد. بچه مسجد مي‌آيد. ده دقيقه خسته مي‌شود بلند مي‌شود مي‌رود. بنشين! بابا ولش كن. شما بنشين. او مي‌خواهد ده دقيقه بنشيند بلند شود برود. دين را روان معرفي كنيد!


1- حفظ ياد و نام و خاطره شهدا
اصل كم هزينگي، چه كارهايي ارزان تمام مي‌شود؟ خيلي كارها فرهنگي است ولي گران تمام مي‌شود. كار ارزان! خدا براي اينكه نام شهدا هميشه زنده باشد، گفته مهر كربلا با تو باشد. هركسي يك مهر كوچك در جيبش است. يعني خيلي از افراد. نه هركسي، خيلي. با اين مهر كربلا ياد شهدا زنده است. الآن ما كه مي‌خواهيم ياد شهدا را زنده نگه داريم، ببينيد چقدر داريد خرج مي‌كنيد. بايد يك داربست بياندازيم. البته حالا آن هم در جاي خودش لازم است. داربست، رنگ آميزي، عكس يك شهيدي را مي‌‌گذاريم. بعد از دو سه سال دوباره باد و باران و طوفان مي‌آيد، رنگ پاك مي‌شود. عرض كردم براي زنده بودن ياد شهدا اين پول‌ها جايز است. نه جايز است، لازم است. گاهي ممكن است واجب هم شود. چون بالاخره اگر ما اين شهدا را در خيابان نبينيم، يادمان مي‌رود. منتها شما هم به شرطي كه عكس شهيدي را ديدي يك صلواتي به او هديه كني. بالاخره اينكه عكس شهيد است، يعني چه؟ يعني من خون دادم. امنيت در جمهوري اسلامي برايت آوردم. يك صلواتي بفرستيد. همينطور كه راه مي‌رويد مثلاً ده تا شهيد، ده تا صلوات چيزي نيست. آنوقت شما كه هديه به شهيد دادي، شهيد زنده است. قرآن مي‌فرمايد: «فَحَيُّوا بِأَحْسَن‏» (نسا/86) تو كه به شهيد هديه دادي، شهيد هم يك هديه‌ي خوب به تو مي‌دهد. هديه‌ي خوب كه به شما مي‌دهد، اين خيلي ارزش دارد. حالا كم خرج باشد. كارهاي كم خرج.


2- دوري از هزينه‌هاي زائد در كارهاي فرهنگي
شايد هزار نفر تا حالا به من گفته باشند كه آقاي قرائتي شما كه سي سال است در تلويزيون هستي، چرا تخته سياه را عوض نمي‌كني؟ تخته سياه براي عهد دقيانوس بود. گفتم: مي‌خواهم ثابت كنم كه با ساده‌ترين امكانات مي‌شود كار ميليوني و مفيد كرد. با يك تخته سياه! ما فكر مي‌كنيم كه گروه تواشيح بايد حتماً لباس‌هايشان يكرنگ باشد. خوب بابا جان بياييد با هم بخوانيد خدا پدرتان هم بيامرزد اگر فارسي مي‌خوانيد يا عربي روان مي‌خوانيد. اما حالا حتماً بايد يقه‌ها چنين باشد. حتماً بايد لباس‌ها سرمه اي باشد. چرا پرخرج؟ كار فرهنگي كم خرج! يك منار كوچك بس است. اگر منار لازم شد. چرا دو تا هشتاد متري؟ خوب اين پول دو تا يكجا در يك روستايي كه مسجد ندارد، مسجد بسازيد. سعي كنيم كار فرهنگي ما كم خرج باشد.
يك كسي گفت: آقاي قرائتي يك بودجه‌اي در اختيار من بگذار، من مي‌خواهم تشويق كنم. گفتم: چه كساني را؟ گفت: بچه‌ها كلاس من مي‌آيند مي‌خواهم بچه‌ها را تشويق كنم. گفتم: اولاً كه من بودجه براي اين كار ندارم. اين يك مورد. دوم اينكه از پيغمبر ياد بگير. در حديث آمده پيغمبر دست كارگر را بوسيد. هم كارگر تشويق شد، هم يك قران خرج نكرد. شما هر بچه‌اي خوب است، او را بياور بگو: بچه‌ها، براي سلامتي ايشان صلوات بفرستيد. يك بچه‌اي را كه مي‌آورند مي‌گويند: براي سلامتي‌اش صلوات بفرستيد، دست بچه را هم ببوس. هم بچه تشويق مي‌شود، هم ... البته تشويق مادي خوب است. تشويق مادي خوب است. اما اينطور نيست كه حالا ما پهلوي شهردار، امور فرهنگي و تاجر و باني و نمي‌دانم دائم به هركس كه مي‌رسيم التماس كنيم كه مثلاً يك پولي به ما بده براي تشويقي. اگر دادند الحمدلله، اگر ندادند الحمدلله! تشويق را وابسته به امور مادي نكنيم.
اصل پرفايد‌گي، گاهي وقت‌ها مثلاً يك زني مي‌زايد. آدم مي‌تواند يك دسته گل برايش ببرد. كه بعد از دو روز پر پر شود. مي‌تواند يك كتاب كودك مرحوم فلسفي را ببرد. يك كسي عروس مي‌شود، مي‌شود برايش گل برد. مي‌شود آيين همسرداري برد. كدام‌ها ماندگار است؟ در كارهاي فرهنگي فكر كنيم ماندگار چيست؟ اين ماندگار مسأله‌ي مهمي است.
مسأله‌ي قابل كپي در مناطق ديگران. بعضي كارها فرهنگي است، اما قابل تقليد نيست. يك كار فرهنگي بگوييد كه افرادي بتوانند مشابه آن را... يا حسين! يا حسين! عزاداري براي امام حسين با يك كلماتي روان كه در هر روستايي بتوانند چهار نفر اين يا حسين را بگويند. اما اگر فلان طبل و فلان ريتم و فلان مداح و فلان دنگ و فنگ و اينها شد، مي‌گويند: والله ما خواسته باشيم عزاداري كنيم يك چند ميليوني خرج ما مي‌شود. طوري عزاداري كنيد كه قابل تقليد باشد. تخته سياه در همه‌ي روستاها است. اما كامپيوتر و لپ تاپ كه در همه‌ي روستاها نيست. يعني سبُك بگيريد.
يك كسي به يك نفر گفت: برويم هشتصد متر راه برويم. اوه...! هشتصد متر خدا مي‌داند حال ندارم. گفت: يك كيلومتر! گفت: حالا برويم. يعني كلمه‌ي هشتصد درشت بود، وحشت كرد. گفت: يك كيلومتر، خوب يك كيلومتر دويست متر هم از هشتصد متر بيشتر است. اما چون گفت: يك كيلومتر، اين فكر كرد خيلي... يعني سبك حساب كنيم. «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» (بحارالانوار،ج18،ص202) حتي مي‌دانيم «لا اله الا الله» سه حرف بيشتر نيست. كلمه‌ي «لا اله الا الله» يا از لام است. يا از الف است.يا از «ه» است. يعني تمام كلمه‌ي «لا اله الا الله» از سه حرف بيشتر نيست. بابا سه تا حرف بزن. «لا اله الا الله» يك چيزي بگوييم كه قابل كپي باشد. يعني بتوانيم بگوييم. نماز به بچه‌ها ياد مي‌دهيم، مستحباتش را ياد ندهيم. «بحول الله»، «سمع الله» همان هفده تا كلمه‌ي واجب را ياد بدهيم.


3- حفظ نشاط و شادابي در برگزاري برنامه‌هاي فرهنگي
اصل نشاط، در امور فرهنگي نشاط مهم است. جلسه چقدر طول بكشد. مسجد چقدر طول بكشد. كلاس درس چقدر طول بكشد. دعا چقدر طول بكشد؟ نصيحت چقدر؟ جلسات فرهنگي بايد بيست دقيقه بيشتر طول نكشد. اگر توانستيد بخندانيد، و يك جاذبه‌اي ايجاد كنيد بيست دقيقه ديگر هم باشد. اما اگر نمي‌توانيد سر بيست دقيقه جمعش كنيد. چون بيست دقيقه اول دل مي‌دهد. قيافه‌ي من را دوربين نشان بدهد. آدم‌هايي كه بيست دقيقه دل مي‌دهند، چنين گوش مي‌دهند. اين پيداست نشاط دارد. بيست دقيقه‌ي دوم ديگر نشاطش خسته مي‌شود. ديگر چنين نمي‌شويم. چنين گوش مي‌دهيم. چهل دقيقه كه شد ديگر سر مي‌رود. بيست دقيقه‌ي سوم نه دل مي‌دهد نه گوش مي‌دهد. فقط كيلويي نگاه مي‌كند. قيافه‌اش چنين مي‌شود. من به طلبه‌ها گفتم: اولين دهان دره‌اي كه پاي منبر كردند، بيا پايين. وقتي پاي منبر آمده چنين مي‌كند. يعني آقا بس است. اين اصل نشاط.
ما بايد خنده را هم جزء فرهنگمان بياوريم. غير از ايام سوگواري كه حساب خاص دارد، در هر جلسه‌اي يكي دوبار مردم لبخند هم بزنند. چون خنده در سخنراني مثل قهوه‌خانه در راه مي‌ماند. رستوران، وقتي پياده شوي يك آب به صورتت ريختي، يك چاي خوردي باز هم پشت فرمان مي‌نشيني. اما اگر بكوب از تهران تا بندرعباس رفتي، خوب آنجا بايد دو روز بخوابي تا خستگي در كني.
اصل نشاط، جلسه نشاط داشته باشد. براي نشاط گفتند: خوش صدا اذان بگويد. براي نشاط گفتند: پيشنمازي، پيشنماز باشد كه قرائتش بهتر است. براي نشاط گفتند: مسجد معطر باشد. براي نشاط گفتند: هركس مسجد مي‌رود لباس زيبا بپوشد. زن كه مسجد مي‌رود طلاهايش را به خودش آويزان كند. مردي كه طلا بر او حرام است، عطر بزند. مسجد بايد غمكده نباشد. اصل نشاط، لبخند بزند.
من يادم نمي‌رود بچه بودم، مسجد رفتم. يك پيرمردي گفت: پسر! گفتم: بله. گفت: چرا صف اول آمدي؟دست مرا گرفت مثل گربه پرت كرد.الآن شصت سال از ماجرا مي‌گذرد، و هنوز آن خاطره‌ي تلخ ياد من است. چرا بچه تحقير شود؟ بچه را در دل پيغمبر دادند نامگذاري كند. يا اذان در گوشش بگويد. يا هرچيز ديگر. بچه ادرار كرد. مادر جيغ زد. فرمود: چرا جيغ زدي؟ گفت: آقا دامن پيغمبر نجس شد. فرمود: آب مي‌كشم. نجس شد مي‌شويم. تو چه حقي داشتي داد بزني؟ حتي بچه اگر در مسجد شاشيد، نبايد جيغ بزني. خاطره‌ي تلخ مي‌ماند. تا آخر عمرش يادش است.


4- بهره‌گيري از قالب‌هاي متنوع و مناسب
اصل تنوع، قالب‌ها را عوض كنيد. يكنواختي خسته مي‌شود. من سراغ دارم بعضي مسجدها شلوغ مي‌شود. بررسي كردم چرا اين مسجد شلوغ است؟ گفتند: آقا هر شبي يك سوره مي‌خواند. و با صداي خوب هم مي‌خواند. اما اگر مسجد ما در طول عمر «قل هو الله» بخواند، اين سوره‌هاي متنوع با قرائت‌هاي متنوع، قرآن هم گفته است. گفته: «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في‏ هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا» (اسراء/41) «صَرَّفْنا» يعني دائم قالب را عوض كرديد. صرف و نحو يعني اين «ضَرَب» را بكن «ضربا»، «ضربوا» مثلاً اين... يعني قالب‌ها را عوض كن. تغيير! آقاي هيئت امنا چند سال شما مي‌خواهيد هيئت امنا باشيد؟ خوب به پسرت بده. به چهار نفر ديگر بده. اين مديريت مسجد عوض شود. نه آقا ايشان از پيرمردها است. پدر شهيد است. آدم معتبري است. مگر ما گفتيم: پدر شهيد نيست. مگر گفتيم معتبر نيست؟ قدمش روي چشم! اما مديريت را عوض كنيم. هيئت امنا بايد عوض شود. قرآن مي‌گويد: در هيئت امنا بچه‌ها هم بايد باشند. يك پيرمرد با يك بچه بايد با هم هيئت امنا باشند. «طَهِّرا بَيْتِيَ» (بقره/125) «طَهِّرا» يعني شما دو تا، دو نفر چه كسي هستند؟ يكي ابراهيم است صد سالش بود. يكي اسماعيل است، سيزده سالش بود. يعني ابراهيم صد ساله، و اسماعيل سيزده ساله با هم هيئت امنا باشيد. در هيئت امنا بايد زن باشد. يك خانم باشد. مريم جزء خادمان مسجد بود. مسجدالاقصي!
بهره‌گيري از امكانات ديگران. بهره‌گيري از امكانات ديگران، الآن مثلاً وزارت ارشاد مسئول چه چيزي در مملكت است؟ مسئول فرهنگ عمومي، خوب فرهنگ عمومي يعني چه؟ يعني در و ديوار و خيابان و سرود و شعر و سينما و همه چيز فرهنگ عمومي است. خوب شهرداري هم كه بودجه دارد براي اين كار. بخشي از بودجه‌ي شهرداري براي فرهنگ است. ولي آيا بين ارشاد و شهردار رابطه‌اي هم هست؟ آموزش و پرورش هم كار فرهنگي و عمومي مي‌كند. بسياري از مسائل فرهنگي و عمومي بايد از كتاب‌هاي آموزش و پرورش وارد شود. آموزش و پرورش چيز ديگر مي‌خواند، آنوقت وزارت ارشاد بايد پول خرج كند كار ديگر انجام بدهد. اينكه انسان بيايد، هركسي يك كاري بكند. تعاون در كار، تعاون در كار، اين تعاون خيلي كارساز است. كار زود پيش مي‌رود. بهره‌گيري!
مسأله‌ي ديگر بيمه كردن قبل از تهاجم. ما سعي مي‌كنيم اگر اشكالي وارد شد، حالا مي‌گوييم: جوابش چيست؟ قرآن مي‌گويد: چرا صبر مي‌كني به تو اشكال كنند، قبل از آنكه آنها اشكال كنند تو تهاجمي برخورد كن. چرا تدافعي؟ چرا صبر مي‌كني كه آنها بگويند تو بگويي؟ «سَيَقُولُ السُّفَهاءُ» (بقره/142) در آينده يك چنين اشكالي خواهند كرد. شما از پيش جوابش را داشته باشي. كلمه‌ي «سَيَقُولُ» يعني در آينده افراد بي‌خرد يك اشكالي به شما مسلمان‌ها خواهند كرد. پس قبل از آنكه آنها اشكال كنند شما جوابش را آماده داشته باشيد. ارتش خوب آن نيست كه وقتي به آن حمله شد، دفاع كند. ارتش خوب اين است كه قبل از حمله آماده باش شود.


5- تبديل تهديدهاي فرهنگي به فرصت‌هاي تبليغي
اصل دوازده، تبديل تهديد‌ها به فرصت‌ها، اين هم يك هنري است. مي‌گويند: ليموترش گيرت آمد دور نيانداز بگو: ترش است. اگر هنر داري از همان ليموترش ليمونات درست كن. گر صبر كني ز غوره حلوا سازند! امام زين العابدين(ع) اين كار را كرد. زينب كبري(س) را بردند در كوفه و شام بگردانند كه تهديد كنند. كه كسي اگر با خليفه‌ي وقت يزيد، مخالفت كند به اين سرنوشت است. زينب را ببينيد. حسين را كشتيم، زينب را اسير كرديم. ببينيد بترسيد. آنوقت زينب كبري در همان اسارت سخنراني كرد، رژيم بني اميه را برگرداند. اين را تبديل تهديد‌ها به فرصت‌ها مي‌گويند.
امام سجاد سخنراني مي‌كرد، براي استيضاح بني اميه، يزيد. يزيد نشسته بود ديد حكومتش هوا مي‌رود. امام سجاد وسط منبر به رگبار بست. حيف اين است كه نشناختيم، نشناختيم، نشناختيم. يك لنگه كفش آن خبرنگار عراقي به بوش زد. صداي توپ در دنيا كرد. زينب كبري يك ساعت و نيم لنگه كفش در سر يزيد... يك ساعت و نيم، اين لنگه كفش‌ها دو ثانيه شد. يك ساعت و نيم سخنراني كرد، يك چيزهايي گفت. يك جملاتي حواله‌ي يزيد كرد كه صداي توپ كرد. بني اميه را هوا كرد.
ما خبرنگار برايمان مهم است. زينب كبري را نمي‌شناسيم. تازه خبرنگار هنوز زجر نكشيده بود. زينب كبري دو تا جوان‌هاي خودش كشته شده بود. برادرش امام حسين شهيد شده بود. اسارت، شهادت، شكنجه، همه رقم مصيبت ديده بود. در عين حال بعد از همه‌ي مصيبت‌ها خودش را نباخت. يك ساعت و نيم به رگبار بست. يزيد گفت: يك كسي بلند شود اذان بگويد كه سخنراني امام سجاد قطع شود. تا اذان گفت امام سجاد همان تهديد‌ها را تبديل به فرصت كرد. او گفت: الله اكبر! امام گفت: مردم بدانيد گوشت و پوست و خون من شهادت مي‌دهند، الله اكبر! تا گفت: «اشهد ان محمداً رسول الله» گفت: يزيد! اين محمد رسول الله جد من است يا جد تو!؟ يعني هر كلمه‌اي كه مؤذن مي‌گفت، مي‌خواهيد يك صلوات بفرستيد بفرستيد. (صلوات حضار)
يعني يزيد گفت اذان بگو، تا با اذان سخنراني امام سجاد قيچي شود. ولي امام سجاد از همين كلمات اذان، از هر كلمه يك نارنجك درست كرد پرت كرد.
در كربلا سر وهب از ياران امام حسين(ع) را بريدند. براي اينكه مادرش را بشكنند، سر او را در دامن مادرش انداختند. گفتند: بيا اين هم پسرت! حالا ببين شما باشي چه مي‌كني؟ تبديل تهديدها به فرصت‌ها! وهب تا سر بچه‌اش را ديد، سر را گرفت. گفت: ما چيزي كه در راه خدا داديم برنمي‌گردانيم. سر بچه‌اش را به سمت يكي ديگر پرتاب كرد. يعني حالا سر بچه‌اش را ببيند، گريه كند، جيغ بزند، نه! يعني سخت‌ترين شرايط را تبديل مي‌كرد. در جمهوري اسلامي خيلي از اين صحنه‌ها بوده است. اول انقلاب كمونيست‌ها مي‌گفتند: كارگر، كارگر! امام خميني فرمود: خدا هم كارگر است. شما كمونيست‌ها كسي نيستيد كه مي‌گوييد: كارگر، كارگر، خدا هم كارگر است. اينها ديگر ماندند چه بگويند.
مرحوم طالقاني خدا رحمتش كند مرحوم شده بود. يك عده روشنفكرها فكر مي‌كردند تشييع جنازه به خاطر اين بود كه ايشان... حساب نكردند كه ايشان عالم بوده، آيت الله بوده، به خاطر سيدي او، به خاطر علمش، تقوايش، مبارزاتش، گفتند: چون ايشان روشنفكر بوده است و با نمي‌دانم فلاني و فلاني بوده است و ... امام در تشييع جنازه‌ي مرحوم طالقاني وقتي صحنه را ديد فرمود كه: آيا مردمي كه آن كلنگ را مي‌بوسند، آن كلنگي كه قبر طالقاني را حفاري كرده است. آن دسته‌ي كلنگ را مي‌بوسند، اين دسته‌ي كلنگي كه مي‌بوسند براي اين است كه طالقاني روشنفكر است. يا به خاطر اينكه بنده‌ي خوب خدا بود؟ به خاطر بندگي خدا بوده يا به خاطر روشنفكري‌اش؟ گفتند: نايب پيغمبر ما جاي تو خالي است. يا گفتند: روشنفكر ما جاي تو خالي است؟ يعني امام خميني از تشييع جنازه‌، از شعارهاي مردم، از همان شعارهايي كه مردم در تشييع جنازه‌ي آيت‌الله طالقاني مي‌دادند، از همان شعارها برداشت براي كوبيدن بعضي افرادي كه مي‌گفتند: مردم دين نمي‌خواهند. روشنفكران را مي‌خواهند.


6- حفظ مركزيت مسجد در برنامه‌هاي فرهنگي
اصل سيزده در كارهاي فرهنگي، مركزيت مسجد و مدرسه! هركاري كه مسجد را خلوت كند ولو مهديه باشد. ولو حسينيه باشد. حسينيه سر جاي خودش، احترام مهديه و حسينيه و نمي‌دانم زينبيه، مراكز مذهبي هرچه باشد، باشد. غرض تحقير و تخريب و تضعيف آنها نيست. اما نبايد برنامه‌هاي آنها مانع مسجد باشد. هر برنامه‌اي، چون آنكه در قرآن به ما گفتند، گفتند: «يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» (انفال/34) يعني برنامه‌ها نبايد مسجد را خلوت كند. مركزيت بايد با مسجد باشد. مركزيت بايد با مدرسه باشد. چون گاهي وقت‌ها ما كنار مسجد يك تكيه مي‌گذاريم. جوان‌ها را در تكيه مي‌كشانيم. آنوقت آقا با يك مشت نسل منقرض، با يك مشت پيرمرد در مسجد هستند. يك بيست تا، پنجاه تا، دويست تا جوان هم بيرون مسجد در حسينيه هستند. بايد سعي كنيم محوريت مسجد باشد.
7- جلب مشاركت نيروهاي جوان در اداره مساجد
شريكي كار كردن، يكي از مشكلات ما اين است كه بعضي مسجدها پيشنمازش پيرمرد است. آدم خوبي است. خيلي از آنها هم فاضل، ملا، پدر در پدر امام جماعت اينجا بودند. اما بالاخره يك آدم شصت ساله مثل بنده، هفتاد ساله مثل بنده مثلاً، آيا ما مي‌توانيم با يك بچه‌ي دوازده ساله گره بخوريم؟ قرآن يك طرحي براي اين مسجدها دارد. مي‌گويد: مسجدهايي كه پيشنماز آنها پير است، با يك جوان شريك شوند. نماز را پيرمرد بخواند، كلاس را طلبه‌ي جوان انجام بدهد.
طرح قرآن هم اين است. مي‌گويد: وقتي به موسي گفتند: نزد فرعون برو، گفت: «هارُونَ أَخي‏» (طه/30) موسي گفت: هارون برادر من هم بيايد. «وَ أَشْرِكْهُ فىِ أَمْرِى» (طه/32) او را شريكش كن. «هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي» (قصص/34) هارون بيانش از من بهتر است.
اين آيت الله پير است. ولي پسرش طلبه است، دامادش طلبه است، برادر خانمش طلبه است، شاگرد طلبه دارد. خودش يك طلبه خوش سليقه پيدا كند، يك سري كارهايي كه براي بزرگ‌ها است، آقا انجام بدهد. آن كارهايي كه مربوط به نسل نو است، شاگرد اول چه كسي است، از او تشكر كنيم؟ در محله چه كسي عروس شد يك كتاب برايش بفرستيم؟ در محله چه كسي از دنيا رفت برويم تفقد كنيم، تسليت بگوييم؟ نمي‌دانم چه كسي زاييد يك هديه برايش ببريم؟ يعني تمام مسائل اجتماعي، اخلاقي، فرهنگي را به يك طلبه‌ي جوان بدهيم. يا به يك استاد دانشگاه بدهيم. يا به يك معلم بدهيم. همه‌ي كارها را خواسته باشد آقا بكند، آقا با اين سنش يك كار بيشتر نمي‌تواند بكند. نماز جماعت بخواند. ما اگر خواستيم كار فرهنگي بكنيم بايد برنامه‌ريزي كنيم، مسجدهايمان را شريكي انجام بدهيم. آقا اين كار براي او، اين كار براي او، اين كار براي او.
امام وقتي دعا مي‌كند براي هر عضوي يك دعا مي‌كند. مي‌گويد: «أيدينا عن الظلم و السرقة» (بلدالامين،ص349) چون آدم با دستش دزدي مي‌كند. «السنتنا عن الغيبه» «ألسنتنا بالصواب و الحكمة» چون آدم با زبانش غيبت مي‌كند. «و اغضض أبصارنا عن الفجور و الخيانة» با چشمش آدم نگاه بد مي‌كند. «بطوننا» شكم ما از حرام، يعني براي هر عضوي يك دعايي مي‌كند. جامعه را همينطور. مي‌گويد: «و على النساء بالحياء و العفة» (بلدالامين،ص349) «و علي العلماء» يعني ما بايد حساب كنيم آقا اين كار براي شما، اين كار براي شما، اين كار براي شما. يك تقسيم كاري شود. همه‌ي مسائل فرهنگي را نمي‌شود بر عهده‌ي يك پيرمرد و يك هيئت امنا گذاشت. بياييم ديگران را هم شريك كنيم. ديگران شريك شوند «وَ أَشْرِكْهُ في‏ أَمْري» اگر ديگران را شريك كرديم، «كىَ‏ْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا» (طه/33) «وَ نَذْكُرَكَ كَثِيرًا» (طه/34) آنوقت سبحان الله كثير مي‌شود. ذكر خدا كثير مي‌شود. يعني اگر خواستيم مسجد شلوغ شود بايد ديگران را هم به حساب بياوريم و ديگران را هم در كار خودمان شريك كنيم.
خدايا تو را به حق محمد و آل محمد ياد ما بده چه كنيم و توفيق بده عمل كنيم. ياد ما بده چه نكنيم و توفيق بده دوري كنيم.

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:40  توسط وحيد رضا | 

اين کميته تاکنون 5 جلسه اضطراري با حضور چهره هاي شاخص جريان راديکال فتنه تشکيل داده است.

شنيده هاي خبرنگار جوان آنلاين حاکي از آن است که جريان فتنه در قضاياي اخير اعتراضات صنف متوقع !طلافروشان به 3درصد ماليات ارزش افزوده نقش فعالي ايفا کرده است.

بنا بر اين گزارش يکي از سران متوهم فتنه کميته اي مرکب از مشاورين و جامانده هايي از احزاب منحله مجاهدين ومشارکت ، به عنوان" ستاد حمايت " در ارتباط با معترضين صنف طلا فروشان تشکيل شده است که تعدادي از عناصر نشان دار و خط دهنده اين صنف نيز در آن عضويت دارد .وظيفه اين کميته ، بررسي وضعييت ها وکمک به ادامه و گسترش اعتراضات و تعميم آن به ديگر صنوف مي باشد .

گفته مي شود ، اين کميته تاکنون 5 جلسه اضطراري با حضور چهره هاي شاخص جريان راديکال فتنه تشکيل داده است و خط دهي اخبار وگزارشات مندرج در رسانه هاي غربي نيز در اين کميته صورت مي گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:28  توسط وحيد رضا | 

اين کميته تاکنون 5 جلسه اضطراري با حضور چهره هاي شاخص جريان راديکال فتنه تشکيل داده است.

شنيده هاي خبرنگار جوان آنلاين حاکي از آن است که جريان فتنه در قضاياي اخير اعتراضات صنف متوقع !طلافروشان به 3درصد ماليات ارزش افزوده نقش فعالي ايفا کرده است.

بنا بر اين گزارش يکي از سران متوهم فتنه کميته اي مرکب از مشاورين و جامانده هايي از احزاب منحله مجاهدين ومشارکت ، به عنوان" ستاد حمايت " در ارتباط با معترضين صنف طلا فروشان تشکيل شده است که تعدادي از عناصر نشان دار و خط دهنده اين صنف نيز در آن عضويت دارد .وظيفه اين کميته ، بررسي وضعييت ها وکمک به ادامه و گسترش اعتراضات و تعميم آن به ديگر صنوف مي باشد .

گفته مي شود ، اين کميته تاکنون 5 جلسه اضطراري با حضور چهره هاي شاخص جريان راديکال فتنه تشکيل داده است و خط دهي اخبار وگزارشات مندرج در رسانه هاي غربي نيز در اين کميته صورت مي گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:26  توسط وحيد رضا | 

 يك عضو بنياد آمريكايي كارنگي ضمن بررسي گزينه هاي پيش روي كاخ سفيد مقابل ايران، تصويري ناكارآمد از اين گزينه ها ترسيم كرد.

روزنامه فيگارو از قول كريم سجاد پور نوشت: حركت اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي اكنون خاموش شده است. تظاهرات خياباني تمام شده و جنبش سبز به انتهاي بن بست نزديك شده است. برخلاف حاميان جمهوري اسلامي، اپوزيسيون حاضر نيست جانش را سر مبارزه بگذارد.

عضو بنياد كارنگي در بررسي گزينه ها و سناريوهاي پيش روي آمريكا عليه ايران يادآور مي شود: سناريوي اول سناريوي مشابه چين است. در آمريكا برخي معتقدند كه مانند چين چهل سال پيش، يك ايران هسته اي نيز مي تواند به سران اين كشور، احساس مسئوليت دهد و چه بخواهيم چه نخواهيم بايد راه همزيستي با بمب ايراني را فرابگيريم. پس از شكستي كه در تلاش اوباما براي مذاكره با ايران پيش آمد، به نظرم اين سناريو ديگر در واشنگتن در دستور كار نيست. پس از آن، مساله حمله نظامي براي رفع مشكل مطرح مي شود. اين سناريوي بنيامين نتانياهو و برخي از محافل نومحافظه كار در ايالات متحده است. ولي سناريوي اوباما نيست كه برعكس از زمان انتخابش به دنبال ايجاد پل ارتباطي و رفع مشكلات به طرق ديپلماتيك بوده است. سناريوي سوم به نظرم قدري منطقي تر مي رسد و آن خودداري از بيان برخي مباحث است؛ در واقع تهديد ايران به خوبي احساس مي شود، ولي نبايد آن را آشكارا نشان داد، زيرا در اين صورت حكومت تهران آن را به مثابه چراغ سبز جامعه بين المللي نسبت به سياست هاي فعلي اش تفسير مي كند. اين بدان معني است كه تحريم ها بايد تشديد شوند و تدابير جديدي بايد براي كاهش سرعت برنامه هسته اي ايران، با حفظ گزينه هاي مذاكره، اتخاذ گردد ولي به موازات تحريم ها، اوباما همچنان گزينه مذاكره را مدنظر خواهد داشت.

سجادپور همچنين مي گويد: هر نوع تهديد نظامي عليه ايران موجب ملي گرايي مي شود. حتي مخالفاني چون موسوي و كروبي هم نمي توانند در آن صورت از اين حملات دفاع كنند. ايران كشوري است كه ملي گرايي در آن به شدت به چشم مي خورد. حمله فقط ممكن است برنامه هسته اي ايران را به تأخير بيندازد اما برعكس حمايت ها از برنامه هسته اي را افزايش مي دهد و پروژه سرنگوني را تا 15 سال به عقب مي اندازد.

اين همكار ايراني بنياد كارنگي توضيح نداده است كه ملي گراها نه فقط هيچگاه حاضر به فداكاري براي وطن خويش نبوده اند، بلكه به گواهي اسناد تاريخي، در تمامي درگيري هاي ايران با بيگانگان، عليه مردم وطن خود دست به خيانت زده اند كه همكاري جبهه ملي و نهضت آزادي با استخبارات ارتش عراق در جريان جنگ تحميلي از جمله اين نمونه هاي رسوايي برانگيز در كارنامه ملي گراهاست. و در مقابل، همواره مردم معتقد به اسلام براي دفاع از ميهن اسلامي خويش در برابر تجاوز بيگانگان مردانه و جانانه ايستاده اند كه باز هم جنگ تحميلي 8 ساله بارزترين نمونه آن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:24  توسط وحيد رضا | 

عناصر ضدانقلاب خارج نشين معتقدند گردانندگان داخلي فتنه سبز دچار آشفتگي و بي برنامگي هستند. اين در حالي است كه خود آنها در خارج كشور مورد ملامت سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي غربي هستند كه چرا با وجود امكانات و اختيار تمام هيچ راهي براي برون رفت از بن بست ارائه نمي دهند.

به گزارش جهان اكبر گنجي يكي از اعضاي پنج گانه اتاق فكر جنبش سبز! در خارج كشور طي سخناني در جمع شماري از هم قطاران و در كليساي كارتويزر شهر كلن، از تشديد اختلاف ميان كروبي و موسوي و خاتمي خبر داد و گفت: آنها همچنان سخن مي گويند در حالي كه چهره هاي شاخص جنبش سبز يا زنداني اند و يا سكوت كرده اند.

شيوه حاكمان ايران اين است كه مخالفان را بر سر دو راهي سكوت و استفاده از مرخصي زندان يا حبس قرار مي دهند. وقتي نتوان در زندان سخن گفت چرا از امكان مرخصي نبايد استفاده كرد. جنبش تمام امكانات رسانه اي خود را از دست داده و به اندازه مخالفان خارج كشور از وب سايت ها بهره مند است.

آنها همان امكانات قبل از انتخابات سال 88 را ديگر ندارند. شكاف بين سران جنبش افزايش يافته است، خاتمي از «جنبش سبز» يا درباره «جنبش سبز » حرف نمي زند. مسئله او بازسازي دوباره جبهه اصلاح طلبان با محوريت خود، گفت وگو با رهبري و فعاليت در چارچوب هاي تعيين شده است. اختلافات كروبي و خاتمي هم كاهش نيافته است.

برخلاف موسوي و كروبي و رهنورد كه از حضور و عضويت همه مدافعان حقوق بشر و دموكراسي- مستقل از گرايشات ايدئولوژيك و نظر آنان درباره رژيم- در جنبش سبز سخن مي گويند، برخي از منسوبان جنبش با مرزبندي هايي خودساخته، گرايشات فكري و عملي بي شماري را از جنبش اخراج مي كنند كه اين موجب ريزش نيرو و كاهش حمايت از جنبش خواهد شد.

وي ضمن حمايت از موسوي و كروبي، به امام عصر(عج) و اسلام فقاهتي حمله كرد و گفت: اسلام فقاهتي، متكاي ايدئولوژيك رژيم بوده و هست. بر ساختن فرد مقدسي به نام امام زمان، طول عمر بيش از 12 قرن، مخلوق اين دستگاه است.


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:23  توسط وحيد رضا | 

ستايش يك عضو مركزيت گروهك منافقين از مواضع همسر ميرحسين موسوي، موجب واكنش محافل تندروتر ضدانقلاب شد.

به گزارش جهان به نقل از کیهان، چند روز پيش حسين-ب در مقاله اي كه سايت «ايران امروز» منتشر كرد از رهنورد به خاطر حمايت علني از گروهك تروريستي منافقين و تخطئه دوران حيات حضرت امام خميني تمجيد كرد.

در واكنش به اين تمجيد و تعريف ها، سايت سكولاريسم نو در مطلبي به قلم «فرهاد-ج» نوشت: نمي دانم نويسنده تا چه اندازه در پي آن بوده اند واقعيت را گزارش كنند يا با شناختي كه از روحيه خانم رهنورد در يك سال و نيم گذشته پيدا كرده اند، مايل بوده اند وي را به عبور از موسوي ترغيب كند تا مرزهايي را كه او نتوانست پشت سربگذارد و گشايش در كار فرو بسته «چپ انقلابي مآب» (اعم از مذهبي و غير مذهبي) ايجاد كند. اما اگر خانم رهنورد دو كار را بكند مي تواند در صف مقدم قرار گيرد. 1- از «اجراء بدون تنازل قانون اساسي» عبور كند و ايجاد تغييرات در آن را خواستار شود2- دست كم تا سطح پوشش مانتو «كشف حجاب» كند. من البته مخالفتي با چادر ندارم اما به نظرم بسياري از فمينيست ها و فعالان عرصه نتوانند پشت سر رهنورد به حركت درآيند. آيا همين محدوديت هاي ايدئولوژيك، عقيدتي، صنفي و طايفگي نبود كه همسر ايشان (موسوي) را به نقطه فعلي رساند و همين آقاي ]ب[ را چنان از موسوي نا اميد كرد كه به همسر ايشان اميد بسته است؟

سكولاريسم نو مي افزايد: به نظرم آقاي ]ب[ بيش از آن كه به شايستگي ايشان براي قرار گرفتن در صف مقدم مبارزه اعتقاد داشته باشند، تنها در پي آن هستند كه خانم رهنورد را به شكستن و پشت سرگذاشتن مرزهايي برانگيزانند كه موسوي بنا به دلايلي نمي خواست و نمي توانست كه البته انتظار نابه جايي است و راه به جايي نخواهد برد چون خانم رهنورد نيز همه هويت خود را از چيزهايي مي گيرد كه «نخست وزير محبوب» مي گرفت. پس خانم رهنورد نيز قادر نيست از آن موانع عبور كند.

اين سايت ضد انقلابي در پايان تأكيد كرده است: بايد از خانم رهنورد بپرسيم چطور است كه ايشان در «محيط پليسي و خفقان موجود» كه در مصاحبه با سايت خودنويس اشاره كرده، اين اندازه آزاد هست كه درباره رخداد تأسف بار اعدام هاي سال 67 سخن بگويد و موضع بگيرد و ابراز همدردي كند اما تا پيش از اين محيط پليسي و خفقان موجود هرگز نمي توانسته سخن بگويد و موضع گيري كند؟ كمي گوشه اش باز نيست؟ (چون يا بايد در پليسي و خفقان آميز بودن وضع موجود شك كنيم يا در صداقت گوينده. وگرنه اين تعارض و تناقض را چگونه حل كنيم؟!)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:22  توسط وحيد رضا | 

اوباما ضمن نامه ای خواستار ممنوعیت صدور ویزا برای 8 مقام ایرانی و ضبط دارایی های آنها- در صورت داشتن دارایی در آمریکا- شده است. این افراد شامل سرلشکر جعفری، محسنی اژه ای، حیدر مصلحی، حسین طائب، صادق محصولی، مصطفی محمدنجار، احمدرضا رادان و سعید مرتضوی هستند.

در این خصوص پیگیری های خبرنگار باشگاه خبرنگاران حاکی است: این اقدام شتابزده با رایزنی وسیع اپوزوسیون ایرانی مرتبط با دستگاههای امنیتی آمریکا انجام شده است.

ماجرا از این قرار است که پس از شکست هیات حاکمه آمریکا در جریان سفر رییس جمهور ایران به نیویورک آمریکایی ها به دنبال اقدامی فوری ای برای خارج شدن از وضعیت انفعالی خود بودند که در نهایت در اقدام سراسیمه ای با پیشنهاد اپوزوسیون ایرانی موافقت کردند!

به گزارش رسیده ابتدا محسن سازگارا به نمایندگی از ضد انقلابیون همکار با سیا نشستی را با محوریت ارائه پیشنهاد تحریم برخی مقامات ایرانی با کمیته کارشناسی ای که در وزارت امورخارجه آمریکا در مورد ایران کار می کند برگزار می کند و بلافاصله روز بعد از آن یک گروه سه نفره که حقیقت جو نیز در آن حضو داشته است با همان کمیته نشست مشترکی برگزار می کنند و اسامی مقامات ایرانی ای که باید تحریم! شوند را به وزارت امورخارجه آمریکا می دهند. و در نهایت به سرعت با این پیشنهاد اپوزوسیون ایرانی موافقت می شود!

گفتنی است قریب به اتفاق افرادی که نامشان در لیست تحریم قرار گرفته است کسانی هستند که با اقتدار با فتنه سال گذشته ایران مقابله کردند.

برخی در حوزه جنگ نرم اقدامات شاخصی انجام دادند بعضی در راستای ایجاد امنیت و مقابله با اقدامات ضد امنیتی و برخی نیز در فضای سایبری عملکر چشمگیری با بازتاب بین المللی داشتند.

نکته جالب دیگر در مورد تحریم این 8 نفر گفتنی است که افراد یاد شده نوعاً سفری به آمریکا نداشته اند و سپرده و دارایی ای نیز نزد بانک های آمریکایی ندارند. بنابراین اقدام اخیر صرفاً اقدامی سمبلیک در راستای ابراز همراهی و همدلی با فتنه گرانی است که از دولت آمریکا خواسته بودند به بهانه حقوق بشر، از آنها حمایت کند.

سایت ضدانقلابی جرس که از مبدأ لندن- و با کمک برخی فتنه گران مقیم داخل- مدیریت می شود، در ارزیابی اقدام اوباما نوشت: برخی مخالفان 13 آبان سال گذشته فریاد زدند اوباما، یا با اونا یا با ما. اوباما آن زمان هنوز چشم امیدی به اثربخش بودن مذاکرات با ایران در رابطه با پرونده هسته ای داشت اما او اکنون سیر تازه ای در سیاست خارجی خود گشود.

سایت وابسته به تیم مهاجرانی-مهدی هاشمی و برخی عناصر نزدیک به حزب مشارکت می افزاید: کاخ سفید در بیانیه خود تاکید می کند که «آمریکا در کنار کسانی در ایران می ایستد که خواهان شنیده شدن حرفهایشان هستند».

ارگان حلقه لندن نشینان با اذعان به سیاسی بودن تحریم های جدید و ارتباط آن با ناکامی آمریکا در چالش هسته ای می نویسد: این تحریم ها بیش از هرچیز نشانه سردی واشنگتن از به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای با تهران است. ناظران معتقدند اگر آمریکا چشم انداز امیدوارانه نسبت به مذاکرات در آینده داشت احتمالا با تحریم مقام های ایرانی به دلیل نقض حقوق بشر، درصدد عصبانی کردن آنان برنمی آمد. می توان پیش بینی کرد که این مسئله باعث چنددستگی و اختلاف نظر در ایران برای گفت وگوهای هسته ای در آینده شود.

همزمان با سایت جرس، شیرین عبادی از عناصر وابسته به فرقه بهائیت و فراری از کشور در گفت وگو با دویچه وله، از اقدام اخیر اوباما استقبال کرد و گفت: این یک نقطه عطف در تاریخ حقوق بشر است. در مورد نتیجه آن بر دولت ایران باید صبر کنیم و پیش داوری نکنیم. افراد تحریم شده، همگی بعد از انقلاب روی کار آمده اند که رابطه سیاسی هم قطع بود بنابراین اصولا این آدم ها به آمریکا نرفته اند و طبیعی است که نخواهند رفت. از این رو، این اقدام عملاً جنبه سمبلیک دارد.

از سوی دیگر سایت صهیونیستی بالاترین با اشاره به اقدام اخیر اوباما-که به نوعی رو شدن دست تزویر و فریب اوست- به همکاری با سازمان سیا و محافل اطلاعاتی آمریکا اعتراف کرد و نوشت: این تحریم اگرچه دیرهنگام ولی به هر حال می تواند نقطه شروعی باشد. خبرنگاران آمریکا در سفر احمدی نژاد سوالات تکراری و کلیشه ای از احمدی نژاد پرسیدند. ما باید وظیفه خودمان را خوب انجام دهیم. فهرست تحریم آمریکا نیازمند کمک سبز ماست.

یادآور می شود اقدام اخیر آمریکا یک آبروریزی بزرگ برای اپوزیسیون و جریان فتنه گر است و نشان می دهد که این جریان آشوب طلب علناً تحت الحمایه دولتی جنایتکار است که رکورد نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق و حتی درون خاک خود را شکسته و نقش مستقیمی هم در نقض حقوق بشر در فلسطین و برخی کشورهای مرتجع منطقه دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:21  توسط وحيد رضا |